تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
« فَلَوْ رَخَّصَ اللَّهُ فِي الْكِبْرِ لِأَحَدِ مِنْ عِبَادِهِ لَرَخَّصَ فِيهِ لِخَاصَّةِ أَنْبِيَائِهِ وَأَوْلِيَائِهِ ؛ وَلكِنَّهُ سُبْحَانَهُ كَرَّهَ إِلَيْهِمُ التَّكَابُرَ ، وَرَضِيَ لَهُمُ التَّوَاضُعَ ، فَأَلْصَقُوا بِالْأَرْضِ خُدُودَهُمُ ، وَعَفَّرُوا فِي التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ . وَخَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُؤْمِنِينَ » . اگر خداوند به كسى اجازه تكبر مىداد آن را براى انبياء و اوليائش جايز مىشمرد ، ولى خداوند خودبرتربينى را براى همه آنان منفور دانسته و تواضع و فروتنى را برايشان پسنديده‌است و لذا آنها گونه‌ها را برزمين مىگذاشتند و چهره‌ها را به خاك مىماليدند و پروبال تواضع خود را براى مؤمنان مىگستراندند . در بخشى از اين خطبه مفصل كه به قاصعه معروف است ، حضرت به بيان تواضع و فروتنى انبياء پرداخته و شوكت الهى آنها را در تواضعشان دانسته و هلاكت فراعنه را در كبر و غرورشان ديده‌است . البته پيداست كه حاكمان جامعه و متوليّان امور مردم بيش از مردم محتاج به تواضع و فروتنى و پرهيز از كبر و غرورند . بىترديد غرور آنان‌كه در رأس جامعه قرار گرفته‌اند بر همه جامعه اثرات منفى خود را تحميل مىكند . امام عليه السلام فرمانداران ولايت‌ها و فرماندهان سپاهش را همواره توصيه به فروتنى و تواضع مىكرد و از كبر و غرور و بىاعتنايى به زيردستان پرهيز مىداد . آن حضرت در نامه به سرداران سپاهش فرموده‌است : « مِن عبداللَّه على بن ابيطالب اميرالمؤمنين الى اصحاب المَسالِح : امّا بعد : فانَّ حَقّاً عَلَى الْوالِى الّا يُغيِّرَهُ على رَعِيَّتِهِ فَضْلٌ نالَهُ وَلا طَوْلٌ خُصَّ بِهِ ، وَانْ يَزيدَهُ ما قَسَمَ اللَّهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوّاً مِنْ عِبادِهِ وَعَطْفاً عَلى اخْوانِهِ » . « 1 » از جانب بندهء خدا على بن ابيطالب اميرالمؤمنين عليه السلام به نيروهاى مسلح و نگهدارنده مرزها :
هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، نامه 50 .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 284 | على غضنفرى