« فَلَوْ رَخَّصَ اللَّهُ فِي الْكِبْرِ لِأَحَدِ مِنْ عِبَادِهِ لَرَخَّصَ فِيهِ لِخَاصَّةِ أَنْبِيَائِهِ وَأَوْلِيَائِهِ ؛ وَلكِنَّهُ سُبْحَانَهُ كَرَّهَ إِلَيْهِمُ التَّكَابُرَ ، وَرَضِيَ لَهُمُ التَّوَاضُعَ ، فَأَلْصَقُوا بِالْأَرْضِ خُدُودَهُمُ ، وَعَفَّرُوا فِي التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ . وَخَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُؤْمِنِينَ » .
اگر خداوند به كسى اجازه تكبر مىداد آن را براى انبياء و اوليائش جايز مىشمرد ، ولى خداوند خودبرتربينى را براى همه آنان منفور دانسته و تواضع و فروتنى را برايشان پسنديدهاست و لذا آنها گونهها را برزمين مىگذاشتند و چهرهها را به خاك مىماليدند و پروبال تواضع خود را براى مؤمنان مىگستراندند .
در بخشى از اين خطبه مفصل كه به قاصعه معروف است ، حضرت به بيان تواضع و فروتنى انبياء پرداخته و شوكت الهى آنها را در تواضعشان دانسته و هلاكت فراعنه را در كبر و غرورشان ديدهاست .
البته پيداست كه حاكمان جامعه و متوليّان امور مردم بيش از مردم محتاج به تواضع و فروتنى و پرهيز از كبر و غرورند . بىترديد غرور آنانكه در رأس جامعه قرار گرفتهاند بر همه جامعه اثرات منفى خود را تحميل مىكند .
امام عليه السلام فرمانداران ولايتها و فرماندهان سپاهش را همواره توصيه به فروتنى و تواضع مىكرد و از كبر و غرور و بىاعتنايى به زيردستان پرهيز مىداد . آن حضرت در نامه به سرداران سپاهش فرمودهاست :
« مِن عبداللَّه على بن ابيطالب اميرالمؤمنين الى اصحاب المَسالِح :
امّا بعد : فانَّ حَقّاً عَلَى الْوالِى الّا يُغيِّرَهُ على رَعِيَّتِهِ فَضْلٌ نالَهُ وَلا طَوْلٌ خُصَّ بِهِ ، وَانْ يَزيدَهُ ما قَسَمَ اللَّهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوّاً مِنْ عِبادِهِ وَعَطْفاً عَلى اخْوانِهِ » . « 1 »
از جانب بندهء خدا على بن ابيطالب اميرالمؤمنين عليه السلام به نيروهاى مسلح و نگهدارنده مرزها :
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، نامه 50 .