تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
كه با ظاهر خود ، هربيننده‌اى را فريب مىدادند و باطنشان از ايجاد جريانى زبر و خشن براى هدم اركان دين و جايگزينى آن به آئينى ساخته و پرداخته اذهان حكايت مىكرد ، مىتوانستند هرگروه مخالفى را نابود سازند . با اين حال يگانه چيزى كه مىتوانست به آنها ضربهء كارى وارد كند قيام يك حكومت دينى و مورد اطمينان خلايق در مقابل آنها بود تا دينى بودن آنها از اذهان خارج شود ، قيام هرگروهى با غير اين اوصاف در مقابل آنها حتّى اگر به شكست مقطعى آنان منجر مىشد ولى در طول تاريخ پيشرفت غيرقابل وصفى براى آنها حاصل مىكرد . حضرت خود درباره عظمت كار خويش فرموده‌اند : « ايُّهَا النَّاسُ فَانّى فَقَأْتُ عَيْنَ الْفِتْنَةِ وَلَمْ يَكُنْ لِيَجْتَرِئَ عَلَيْها احَدٌ غَيْرى بَعْدَ انْ ماجَ غَيْهَبُها وَاشْتَدَّ كَلَبُها » . « 1 » اى مردم بعد از آنكه امواج فتنه‌ها در همه‌جا گسترده و به آخرين درجه رسيده بود ، و كسى را جرأت ورود در معركه نبود ، من بودم كه چشم فتنه را كور كردم . ولى از آنجا كه بيم اين وجود داشت كه مسلمان‌كُشى باب گردد ، و هرگروهى در پى نپسنديدن رأى مخالفين خود ، آنان را به خارج شدن از دين متّهم سازند و به قتل رسانند ، حضرت فرمودند : خوارج در پى حقّ بوده‌اند و خطا كرده‌اند و آنان با گروهى كه از اساس در پى خطا رفته‌اند فرق دارند و لذا : « لا تُقاتِلُوا الْخَوارِجَ بَعْدى ، فَلَيْسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فَاخْطاهُ كَمَنْ طَلَبَ الْباطِلَ فَادْرَكَهُ » . « 2 » بعد از من با خوارج نبرد نكنيد زيرا كسى كه در جستجوى حقّ بوده و اشتباه رفته مانند كسى نيست كه طالب باطل بوده و همان را يافته‌است .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبه 93 . ( 2 ) - نهج‌البلاغه ، خطبه 61 .