« الا مَنْ دَعا هذا الشِّعارِ فَاقْتُلُوهُ وَلَوْ كانَ تَحْتَ عمّامَتى هذِهِ » .
بدانيد هركه به اين شعار ( شعار خوارج ) دعوت كند ، گرچه زير اين عمامهء من باشد ، او را بكشيد .
جنگ نهروان در نهم صفر سال 38 هجرى روى دادهاست .
هر پژوهشگرى كه در ايدهء خوارج تحقيق كند و به مطالعه و كنكاش بپردازد ، به اين نكته واقف مىشود كه اگر حضرت امير عليه السلام بهعنوان خليفه مسلمين با خوارج مبارزه نمىكرد و مبارزهء با آنها جهت دينى نمىيافت ، تميز حقّ و باطل براى آيندگان دشوار مىگشت و انحرافى عظيم در دين ايجاد مىشد و چيزى از اسلام جز همان روش خشكيده و بىروح باقى نمىماند .
البتّه ناگفته نماند كه هرچند خوارج از بين رفتند و جز تعداد معدودى از آنها باقى نماندند ، ولى روحيّه آنها كه همان تقدّس خشك و بدون بصيرت بود باقى ماند و به قطع مىتوان گفت كه در هموارهء تاريخ ، شديدترين ضربات برپيكر اسلام از ناحيهء اين گروه بىتدبير وارد شدهاست . وقتى كار خوارج به پايان رسيد ، اصحاب به حضرت امير عليه السلام عرض كردند كه همگى هلاك شدند . حضرت در پاسخ آنها فرمود :
« كَلَّا وَاللَّه ؛ إِنَّهُمْ نُطَفٌ فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ ، وَقَرَارَاتِ النِّسَاءِ كُلَّمَا نَجَمَ مِنْهُمْ قَرْنٌ قُطِعَ ، حَتَّى يَكُونَ آخِرُهُمْ لُصُوصاً سَلَّابِينَ » . « 1 »
نه به خدا قسم ، اينها نطفههايى هستند در پشت مردان و رحم زنان ، هرزمان از آنها شاخى پديدار گردد و شكسته شود ، تا اينكه آخرينشان دزدان و راهزنان خواهند بود .
آرى جنگ با خوارج يعنى انسانهايى با پيشانىهاى پينهبسته ، پرهيزكاران از دنيا ، و بىرغبت به مال و جاه آن ، زاهدان روز و قائمان شب ، كار هركسى نبود . آنها
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 60 .