چند نفر از خاندان عثمان جنازه را بيرون آوردند تا در كنار ديوارى كه بهنام « حش كوكب » معروف بود ( و غيرمسلمانان را معمولًا در آنجا دفن مىكردند ) به خاك بسپارند ولى آنان نيز وقتى به محل رسيدند به وسيله نفرات طلحه سنگباران شدند .
طبرى مىگويد : بعد از تسلّط معاويه ، وى دستور داد همان ديوار را خراب كنند تا حائل بين قبر عثمان و قبرستان بقيع از بين برود و دستور داد مردم مردههاى خود را در اطراف آن دفن كنند تا به قبرهاى مسلمين متّصل شود .
باز ابن ابىالحديد بهنقل از مدائنى آوردهاست : در تشييع جنازه عثمان تنها مروان و پسرش و سه نفر از غلامانش حاضر بودند ، وقتى صداى دخترش به گريه بلند شد ، افراد طلحه شروع به سنگاندازى كردند و شعار نعثل ، نعثل سرمىدادند . « 1 »
و امّا زبير
او نيز مردم را به قتل عثمان تشويق و ترغيب مىكرد ، ابن ابىالحديد مىگويد :
نقل شده كه او به مردم مىگفت : عثمان را بكشيد كه دينتان را تغيير دادهاست ، وقتى به وى گفتند : پسرت از عثمان حمايت مىكند و جلو در خانه او از جانش حفاظت مىنمايد ، گفت : من از كشتن عثمان نگران نيستم هرچند كه از پسرم شروع شود . او مىگفت :
عثمان فردا به صورت مردارى كنار جاده رها خواهد شد . « 2 »
نقش امام در واقعه قتل عثمان
اينك كه اين سه ( عايشه ، طلحه ، زبير ) را شناختيم و به نقش اساسى آنان در مخالفت همه جانبه با عثمان به روايت اهل سنّت آشنا شديم ، بايد اين نكته را
هامش
( 1 ) - شرح حديدى ، ج 10 ، ص 6 .
( 2 ) - شرح حديدى ، ج 9 ، ص 36 .