تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
عوض كردند و همان را دوباره حاضر ساختند و عايشه برهمان سوار شد . در بين راه بصره ناگهان سگ‌ها به كاروان حمله‌ور شدند ، كسى از كاروانيان گفت : « حوئب » سگ‌هاى زيادى دارد . عايشه با شنيدن اين كلمه ياد سخن ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله افتاد كه فرموده بود : در راه حركت براى جنگى مذموم سگ‌هاى حوئب به تو حمله مىكنند . عايشه فرياد زد مرا برگردانيد و اعلام پشيمانى نمود ، ولى اطرافيانش پنجاه نفر را گرد آوردند و همگى شهادت دادند كه اينجا حوئب نيست ! « 1 » او هم كه تاكنون نصايح خير خواهانه ام‌سلمه و ديگران را نپذيرفته‌بود ، خود را به تغافل زد و از آن وادى گذشت . ابن ابىالحديد در پى ذكر اشتباهات عايشه از جمله حركت برعليه امام واجب الاطاعة كه مردم با او بيعت كرده‌اند ، نافرمانى پيامبرخدا صلى الله عليه و آله ، خروج از منزل بر خلاف دستور قرآن كريم ، عامليّت و آمريّت در كشته شدن خيل عظيمى از دوسپاه كوفه و بصره در جمل و . . . مىگويد : « لا يَختلف اصحابنا فى انّها اخطات فيما فعلت ثم تابت وماتت تائبةً وانّها من اهل الجنّة » . « 2 » اصحاب ما اختلافى ندارند در اين كه عايشه خطا كرده و آنچه انجام داده اشتباه بوده‌است ، سپس توبه نموده و با توبه از دنيا رفته و لذا او اهل بهشت است . در حالات او آمده‌است كه وى هرگاه به ياد جمل مىافتاد چنان اشك مىريخت كه چادرش خيس مىگشت . طبرى علّت برپائى جنگ جمل را از قول « ابويعقوب اللمعانى » به‌صورت ذيل تشريح كرده‌است و در انتها آورده كه ابويعقوب شيعى نبوده بلكه از اهل‌سنّت و
هامش
( 1 ) - شرح حديدى ، ج 6 ، ص 221 . ( 2 ) - شرح حديدى ، ج 6 ، ص 214 .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 176 | على غضنفرى