تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
مدينه را جويا شد ؟ عبيد گفت : عثمان كشته شد و مردم با على عليه السلام بيعت كرده‌اند و از آن حضرت تعريف و تمجيد كرد . اما عايشه با شنيدن اين حرف ، به سختى نگران گرديد و به مكه بازگشت و شعار خويش را هم تغيير داد و از آن پس مىگفت : « قتلوا بن عفّان مظلوماً ! » . « 1 » « ابن ابىشيبه » در كتابش « المصنف » به نقل از « ابن سيرين » آورده‌است كه : على عليه السلام از آن وقت متهم به قتل عثمان شد كه به خلافت برگزيده شد . طلحه و زبير در مدينه به عايشه نامه نوشتند و خواستند هدايت خونخواهى عثمان را برعهده گيرد ، فرزند زبير ( عبداللَّه ) نقش عمده‌اى در تحريك عايشه داشت ، عايشه خالهء او بود . عايشه نزد « ام‌سلمه » كه از زوجات مكرمه پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، آمد و از او خواست همانند « حفصه » همسر ديگر پيامبر و دختر عمر بن خطاب به او ملحق شود . امّا « ام‌سلمه » كه وفاداريش به پيامبر اجازه نمىداد وصيّت‌هاى حضرتش را زيرپا نهد و حقّ را پايمال خواسته‌هاى نفس كند ، با قاطعيّت گفت : تا ديروز مردم را عليه عثمان تحريك مىكردى و او را نعثل مىخواندى و امروز چنين مىگويى ، با اينكه موقعيّت ممتاز على عليه السلام را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مىدانى ! سپس ام‌سلمه به بيان وقايعى كه در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله اتّفاق افتاده بود پرداخت و گفت : آيا به خاطر دارى روزى صحبت پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام به درازا كشيد و تو پرخاش كردى ، و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : به خدا سوگند هيچ‌كس على را دشمن نمىدارد هرچند از اهل‌بيت من باشد
هامش
( 1 ) - شرح حديدى ، ج 6 ، ص 216 .