تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
مگر اينكه از ايمان خارج مىشود ؟ عايشه گفت : آرى . ام‌سلمه افزود : به خاطر دارى كه پدرت و عمر از پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد خلافت بعد از او جويا شدند ، پيامبر فرمود : الآن او را مىبينيم ولى اگر اسم او را برزبان آورم ، همانند جدا شدن بنىاسرائيل از گرد هارون ، از اطراف او پراكنده مىشويد ، و وقتى آن‌دو رفتند ، تو از پيامبر پرسيدى چه كسى را خليفه قرار مىدهيد ؟ و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آن‌كس كه كفش را وصله مىزند و ما نگاه كرديم ، تنها على عليه السلام بود كه كفش پيامبر صلى الله عليه و آله را وصله مىزد ؟ عايشه باز پاسخ مثبت داد . ام‌سلمه پرسيد : پس چرا مىخواهى با او مبارزه كنى ؟ عايشه گفت : براى اصلاح امور مردم ، ام‌سلمه فرمود : خود مىدانى . ام‌سلمه اين واقعه را براى امام عليه السلام نوشت و به مدينه فرستاد . لازم به ذكر است كه در عصر عمربن خطاب بيرون رفتن زنان پيامبر از منزل حتّى براى اعمال حجّ مورد ترديد قرار گرفت . عمر تنها براى يك دفعه و تحت شرايط سختى خروج آنان را جايز شمرد ، برهمين اساس « سوده » و « زينب » براى حجّ هم بيرون نرفتند . حفصه هم هرچند با عايشه هم‌عقيده بود و قصد خروج به سوى بصره كرد اما برادرش « عبداللَّه بن عمر » مانع آن شد و لذا او هم به بصره نرفت ، ديگر زنان پيامبر چون « ميمونه » و « ام فضل » همانند ام‌سلمه براى پيشرفت امام عليه السلام تبليغ و تلاش مىكردند و از همراه شدن با جمل نهى مىنمودند . به هرحال او عزم حركت به سوى بصره كرد و برشترى از شتران « يعلى بن اميه » كه او را « عسگر » مىخواندند سوار شد ، همين‌كه او اين نام را شنيد به ياد حديثى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله افتاد كه به او فرموده بود : هرگز سوار شترى به نام عسگر نشود . عايشه دستور داد شتر را عوض كنند ولى بنابرآنچه در تاريخ آمده‌است جهاز شتر را
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 175 | على غضنفرى