« إِنَّ هذَا الْمَالَ لَيْسَ لِي وَلَا لَكَ ، وَإِنَّمَا هُوَ فَيْءٌ لِلْمُسْلِمِينَ ، وَجَلْبُ أَسْيَافِهِمْ ، فَإِنْ شَرِكْتَهُمْ فِي حَرْبِهِمْ ، كَانَ لَكَ مِثْلُ حَظِّهِمْ ، وَإِلَّا فَجَنَاةُ أَيْدِيهِمْ لَاتَكُونُ لِغَيْرِ أَفْوَاهِهِمْ » . « 1 »
اين اموال نه مال من است و نه مال تو ، غنيمتى است مربوط به مسلمانان كه در پرتو شمشيرهايشان به دست آمدهاست ، اگر تو همراه آنها بودهاى سهميهاى چون آنها دارى و در غير اين صورت دستچين آنها براى غير دهانهاى آنان نخواهد بود .
امام عليه السلام نسبت به فرمانداران خود بسيار جدى بود و در همه زمينهها و مخصوصاً در رعايت بيتالمال سختگيرى مىكرد .
آن حضرت به « اشعث بن قيس » كه فرماندار آذربايجان بود ، نوشتند :
« في يَدَيْكَ مالٌ مِن مالِ اللَّه عزّوجَلّ ، وانْت مِنْ خُزّانِهِ حتّى تُسَلِّمْهُ الَىَّ وَلَعَلّى الّا اكُونَ شَرَّ وُلاتِكَ لَكَ » . « 2 »
اموال خدا دراختيار توست و تو يكى از خزانهداران او هستى ، كه بايد آن را بهدست من بسپارى ، اميد كه من رئيس بدى براى تو نباشم .
امام عليه السلام به « زياد بن ابيه » جانشين فرماندارش ، « عبداله بن عباس » در بصره نوشتند :
« وَإِنِّي أُقْسِمُ بِاللَّهِ قَسَماً صَادِقاً ، لَئِنْ بَلَغَنِي أَنَّكَ خُنْتَ مِنْ فَيْءِ الْمُسْلِمِينَ شَيْئاً صَغِيراً أَوْ كَبِيراً ، لَأَشُدَّنَّ عَلَيْكَ شَدَّةً تَدَعُكَ قَلِيلَ الْوَفْرِ ، ثَقِيلَ الظَّهْرِ ، ضَئِيلَ الْأَمْرِ ، وَالسَّلامُ » . « 3 »
صادقانه به خدا قسم ياد مىكنم ، كه اگر گزارش رسد از غنائم و بيتالمال مسلمين چيزى كم يا زياد به خيانت برداشتهاى ، آنچنان برتو سخت گيرم كه در زندگى كمبهره و بىنوا و حقير و ضعيف شوى . والسلام .
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 232 .
( 2 ) - نهجالبلاغه ، نامه 5 .
( 3 ) - نهج البلاغه ، نامه 20 .