خود نيستند جايگاهى ندارند .
نيز كسانى كه در حكومتهاى گذشته كارگزار امور بودهاند و نيك عمل ننموده و بار امانت را به درستى به منزل نرساندهاند ، نبايد در امور آينده شريك حكومت عدل شوند .
حضرت در عهدنامه مشهورش خطاب به مالك اشتر فرمودهاست :
« إِنَّ شَرَّ وُزَرائِكَ مَنْ كَانَ لِلْأَشْرَارِ قَبْلَكَ وَزِيراً ، وَمَنْ شَرِكَهُمْ فِي الْآثَامِ فَلَا يَكُونَنَّ لَكَ بِطَانَةً ، فَإِنَّهُمْ أَعْوَانُ الْأَثَمَةِ ، وَإِخْوَانُ الظَّلَمَةِ ، وَأَنْتَ وَاجِدٌ مِنْهُمْ خَيْرَ الْخَلَفِ مِمَّنْ لَهُ مِثْلُ آرَائِهِمْ وَنَفَاذِهِمْ ، وَلَيْسَ عَلَيْهِ مِثْلُ آصَارِهِمْ وَأَوْزَارِهِمْ وَآثَامِهِمْ ، مِمَّنْ لَمْ يُعَاوِنْ ظَالِماً عَلَى ظُلْمِهِ ، وَلَا آثِماً عَلَى إِثْمِهِ . أُولئِكَ أَخَفُّ عَلَيْكَ مَؤُونَةً ، وَأَحْسَنُ لَكَ مَعُونَةً ، وَأَحْنَى عَلَيْكَ عَطْفاً ، وَأَقَلُّ لِغَيْرِكَ إِلْفاً ، فَاتَّخِذْ أُولئِكَ خَاصَّةً لِخَلَوَاتِكَ وَحَفَلَاتِكَ » .
بدترين وزراء و همكاران تو ، آنانند كه با زمامداران بدكردار قبل تو ، همكارى كردهاند و در معاصى و لغزشهاى آنان شريك بودهاند . پس آنان نبايد صاحبان سرّ تو باشند . آنان همكاران گناهكاران و برادران ستمكاران هستند .
تو بهترين جانشين را در ميان مردم خواهى يافت ، كسانىكه رأى و نفوذشان كمتر از آنها نبوده و بار گناه و معصيت آنان را بردوش نداشته باشند ، كسانىكه در ستم ستمكاران همكارى نكرده و در گناه آنها شريك نبودهاند . هزينه چنين افرادى كمتر ، يارى آنها بيشتر ، محبتشان برتو افزونتر و الفتشان با ديگران كمتر است . پس چنين كسانى را بهعنوان خواص و دوستان نزديك خود برگزين .
معيار امام در عزل كارگزاران ، معيارى روشن و صريح است . صراحت بيان امام هرگونه شايعه را خنثى مىنمود و گاه اساساً فرصتى به شايعهپراكنان نمىداد .
امام عليه السلام وقتى « عمر بن ابوسلمه مخذومى » را از فرماندارى بحرين بر كنار كردند ، و « نعمان بن عجلان زرقى » را به جاى او گماشتند ، خطاب به عمر نوشتند :
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: على غضنفرى
ص١٤٥