تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
فرمودند : « لا ولكِنَّكُما شَريكانِ فِى الْقُوَّةِ وَالْاسْتِعانَةِ وَعَوْنانِ عَلَى الْعَجْزِ وَالْاوَدِ » . « 1 » نه ، شما شريك در تقويت و يارى من و كمك‌كاران در ناتوانى و مشكلات هستيد . و نيز فرمودند : حكومت را به كسى مىدهم كه به دين و امانتش مطمئن باشم ، امّا درباره شما بايد فكر كنم . آن دو پس از مأيوس شدن از رسيدن به قدرت ، به بهانه‌اى متوسّل شدند كه خودشان به آن ذىحق‌ّتر بودند . امام عليه السلام در اولين خطبه خود در مدينه ، بعد از پذيرش خلافت فرمودند : « وَالَّذى بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً ، وَلَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً ، وَلَتُساطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ ، حَتّى يَعُودَ أَسْفَلُكُمْ اعْلاكُمْ وَاعْلاكُمْ اسْفَلَكُمْ ، وَلَيَسْبِقَنَّ سابِقُونَ كانُوا قَصَّروا ، وَلَيُقَصِّرَنَّ سَبَّاقُونَ كانُوا سَبَقُوا » . « 2 » سوگند به كسى كه پيامبر را به حقّ مبعوث كرد ، مخلوط و درهم مىشويد و به سختى مورد آزمايش قرار مىگيريد و غربال مىشويد و همانند محتويات ديگ در حال جوش ، زيرورو و درهم خواهيد شد ، آنچنان كه بالا ، پايين و پايين ، بالا قرار گيرد تا اينكه سابقين در اسلام كه كنار رفته بودند ، بازگردند و آنان كه با حيله و تزوير ، خود را پيش انداخته بودند عقب‌زده شوند . آرى ، در حكومت عدل على عليه السلام آنان كه با حيله و تزوير و يا ارعاب و تهديد ، و نيز چاپلوسى و تملّق ، مسندى را يافته‌اند و خودكامانه برآن تكيه‌زده و گفته‌هاى خود را چون وحى دانسته و پاسخ‌گوى هيچ‌كدام از اعمال و رفتار و نيز دستورات
هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، حكمت 202 . ( 2 ) - نهج البلاغه ، خطبه 16 .