تقوى ، معيار اعطاء مسئوليّت
مسئولانى كه از ناحيه حاكم منصوب مىشوند نقش مهمى در اجراى نظريات و ترويج اهداف حاكم دارند و چه بسا حاكمان عدلى كه بهواسطه مديران فاسد نتوانستهاند عدالت را در جامعه محقق نمايند .
آنچه حضرت امير عليه السلام بهعنوان معيار اعطاء مسئوليّت بيان مىفرمايد ، تنها اسلام و سبقت در آن به دور از شائبههاى مقامپرستى و جاهطلبى و ثروتاندوزى است .
براين اساس آنها كه در تغييرات بيست و چندساله بعد از ارتحال نبىاكرم صلى الله عليه و آله با مالپرستى و جاهطلبى ، باطن خود را آشكار ساختهاند ، در زمره كارگزاران حكومت على عليه السلام قرار نمىگيرند . كسانى كه در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله ، خود را حقّمدار معرّفى مىكردند ، ولى بعد از ارتحال حضرت و دگرگونى اوضاع ، لباس ديگرى پوشيدند .
قال على عليه السلام : « في تَقَلُّبِ الاحْوالِ عِلْمُ جَواهِرِ الرِّجالٍ » . « 1 »
در دگرگونى حالات ، جوهرههاى انسانها شناخته مىشود .
روزى طلحه و زبير به حضور حضرت رسيدند ، و با اينكه پافشارى او را براجراى عدالت مىدانستند ، جاهطلبى مخفى در سينههاى خود را آشكار ساختند و گفتند :
ما با تو بيعت كرديم كه در خلافت تو شريك باشيم .
حضرت كه هرگز حاضر به نافرمانى خدا و دادن امتياز به امثال اينان نبود ،
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، حكمت 217 .