انجام بگيرد . اينجا هم بنده با رويه او جور نيستم و الشاهد على ذلك اين كه به اعتراف حضرتعالى ايشان با آقاى حائرى چطور است ، و بنده اگر در قم نماز جماعت دلچسبى بخواهم بخوانم ، با ايشان مىخوانم . ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا .
ولى بنده به روش مراجع جداً اعتراض دارم و مىخواهم تنقيد هم بكنم و اعتراض خود را اظهار كنم ، اما اولًا اگر بتوانم به خودشان كه تا حال جز اندكى با بعضى از آنان نتوانستهام و موفق نشدهام ، و ثانياً اگر نشد ، با يك بيانى و طرزى كه نه زننده و تحريكآميز و عصبيت زا باشد و نه سكوت محض و اعتراف به روشى باشد ؛ چه آن كه بنده معتقدم قصور يا تقصير بزرگان يك قصور و تقصير نيست ، مليونها تقصير است . و هر روزى كه بر اسلام و مسلمين مىگذرد ، خاصه در اين عصر ، صدها قدم دشمنان بر ما نزديك و مسلط و چيره مىشود و صدها رقم فرصتها و نيروها و قدرتها باطل و هدر مىگردد . مسأله مسأله فرد نيست ، مسأله ملت شيعه است .
شهرها ، قصبهها و دهات مليونها جوان ، دوشيزه ، مرد و زن و بچه از نظر عقايد و اخلاق و اعمال در محور گردش حوزهها چرخيده است و مىچرخد و همه رهين گردش روحانيت . ان صحيحا فصحيح و ان فاسدا ففاسد . و اين مطلب قابل انكار نيست . من به رأى العين مىبينم چه فرصتها از بين مىرود و شما ديديد كه در جوپار كوچك چه احتياجى است و كذا در همه جا . آيا بدين وضع اسف آور و در شرف انحطاط و در شرف سقوط ايمان و عقايد جوانها و احتياج به بسيج عمومى نيروهاى فعالى دينى در راه حفظ عقايد و موجوديت قرآن متصل ببينيم ، در حوزه صد رقم توضيح المسائل چاپ مىشود و اموالى در طريق ميول عده ناقابل صرف شود ؟ آيا نبايد به پيكره چنين اجتماعى دست زد ؟ آيا نبايد لب به اعتراض گشود ؟ آيا اگر اباذر بود يا بالاتر امام زمان - عج - باشد ، به هر روش و رويه كه مىبيند و مىشنويد ، احسنت خواهد گفت و امضا مىكند و سكوت مىفرمايد ؟
اين مطلبى است كه انسان را خرد مىكند و مىكوبد و ناراحت مىكند و آب مىكند . منتهى چه بگويم تنقيد را ؟ كسى كه بايد بكند ، نمىكند . كار مىافتد به دست
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 468
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٦٨