تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
نمىخوريد ، مگر با اعمال قواعد اصوليه ( از قبيل اصالة الصحة فى فعل الغير و اصالة الحلية و قاعدة اليد و حجية اخبار ذى اليد و استصحاب الحالة السابقة على فرض الاحراز و امثال اينها ) انتهى . خوب است به عرايض زير توجه فرماييد و اعتذار از تصديع و تطويل در مقال را قبلًا مىكنم . اما راجع به وضع روحى اخوى و عملكرد ايشان شما شايد مسبوق باشيد كه روحى حاد دارند و افكار ضد استعمارى شديد و در غالب رويه و گفتار و عملكرد و مكتوبات و روش‌ها بنده با ايشان توافق ندارم . و شهداللَّه كه از غالبش اطلاع هم ندارم و بسا اتفاق افتاده پس از مدت‌ها مطلع شده‌ام و خلاف مصلحت و مطلب را غير قابل جبران ديده‌ام ؛ من جمله در مسأله شهيد جاويد ايشان نامه‌هايى نوشته بوده كه بعضى را معلوم شد به آقاى شيخ على پناه [ اشتهاردى ] نوشته بوده . و چون در تمام آن اوقات حقير با شيخ على پناه كمترين سخن و اشاره‌اى نداشتم و تخالف مذاق خود را ناديده مىگرفتم ، چه آن كه من ايشان را آدم معتقدى مىدانم و قرص و محكم ، و لو اين كه بشر اشتباه كار باشد . و روى اين جهت به هيچ گاهى اراده بدى ايشان نداشته‌ام و نخواهم داشت ، ولى اخوى نامه‌ها كه نوشته بوده ، بنده گاهى حس مىكردم كه آقاى اشتهاردى با من چنين اظهار كم لطفى مىكند . بعد معلومم شد كه ايشان نامه اخوى را خوانده و به طبع الحال خيال كرده‌اند كه از طرف من سرچشمه گرفته و چون موفق به صحبت با ايشان نشده‌ام ، شايد تا حال هم در همان عقيده باقى باشند . بالجمله ايشان روش مستبدانه دارند و در فكرشان بنده را هم تخطئه مىكند ، ولى هنوز تاخت و تاز ندارند . و البته اين مطلب صحيح نيست كه افكار و روش و رويه و كردار كسى را به طور كلى مربوط به ديگرى بدانند ، و لو اين كه پدر و پسر و برادر و خويش باشند ، خصوصاً در محيطى كه افكار متشتت و اجتماع مختلف و فاسد و بلبشور و هرج و مرج و كنترل اخلاقى و ترتيب اجتماعى و تعليمات مذهبى ناقص و يا معدوم و خصوصاً افراد گاهى دور از هم و هر كس مشغول شغلى و كارى و على