( 9 ) نامه به آية اللَّه محمدى رى شهرى ( 7 )
بسمه تعالى
السلام على الاخ الامجد و الفاضل الدين الاسعد ثقة الدين المولى محمد المحمدى دام عزه .
نامهء مبارك زيارت و از مراحم و الطاف سپاسگزار شدم . آن خواهم كه فوق ما ترجو و تروم را از مبدا لايزالى دريافت داريد و از حائزين قصب السبق فى مضمار الإنسانية و العلم و العمل باشيد . انه ولى ذلك . از تمام شدن كتاب ازدواج و تحمل زحماتتان متشكرم . باقى زحمات را هم - ان شاء اللَّه - اتمام فرماييد . كليشه روى جلد را نيز بررسى كنيد كه به خط خوب نوشته شود و اگر از وجهش بدهكار باشيم ، ابلاغ نماييد و راجع به مسافرتتان نيز چيزى در اول مرحله امكان بنويسيد .
و راجع به آمدن ام الزوجه شما مطلب بسى مشكل است و شاهد اين كه الان كه قريب اواسط الليل است ، قريب دوازده نفر ميهمان در اطاق بزرگ خوابيدند كه من آمدم و قلم به دست گرفتم ؛ يعنى حقيقتاً زندگى ما اداره نمىشود و الا اگر مسأله تعسّر بود ، حرفى نبود . به هر حال ، خداى مهين و حافظ همه شماها را از ناراحتىها و گزند و آفات محفوظ نمايد و كارتان را اصلاح نمايد . و سلام به همه دوستان دارم و به حضرت آية اللَّه حائرى سلام مرا برسانيد و كذا به آقاى حاج وحيد و رفقاى ديگر كلهم اجمعين . و به آقاى طاهرى كنى سلام دارم و به آقاى حيدرى همسايه و آقاى حاج آقا محمد و حاج مسجدى و آقاى حاج آقا حبيب و ميرزا عباس و آقاى قنادين و