« وَ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ وَ هُمْ لَا يُظْلَمُونَ » . « 1 »
« وَ مَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ » . « 2 »
آيا به خاطر داريد كه چندى پيش عدّهاى از علماى بزرگ اسلام در قاهرهء مصر گرد هم آمدند و از بدبختى مسلمين جهان و حكومت نفاق و افتراق و عداوت و بغضا بر جامعهء آنان و ملعبه و بازيچه شدن آنها در دست دشمنان شاهد صحنه باشد ، اظهار تأسّف و تأثر كردند ، سخنها گفتند و تبادل افكار نمودند و بالاخره تصميم بر آن داشتند كه لجنه تقريبى تشكيل دهند و دانشمندان و روشنفكران را از پيروان قرآن دعوت به توحيد كلمه ، تفاهم و تقارب و نزديكى نمايند باشد كه به حدى از سوابق حالات خويش را دريابند . آرى آنها به گرد هم در آمدند و با خلوص و صميميت بنياد چنين امرى را ريختند و در اندك مدّتى عدّهء زيادى از رجال برجستهء علمى و دينى كشورهاى اسلامى به آنان پيوستند . از ايران ، مرحوم آية اللَّه بروجردى و از لبنان ، مرحوم سيد شرفالدّين و از نجف ، شيخ محمّد حسين كاشفالغطا بودند . و در نتيجه ، الفت و تفاهم معتدبهى ميان روشنفكران فرق اسلامى حاصل آمد و فتواى عجيب و تاريخى و پرارزش استاد بزرگ دانشگاه الازهر ، شيخ شلتوت راجع به جواز تقليد عوامهاى اهل تسنن از فقهاى تشيع صادر گرديد و مجلّهء وزين دار التقريب تأسيس و منتشر شد . آيا نبايد اقلًاّ رهبران داخل يك طايفه با هم الفت گيرند و به هم نزديك شوند ؟
آيا توجّه داريد كه بيش از ده قرن بود ملّت نصارا يهود را دشمن سرسخت خويش مىشمردند و آنان را قاتل حضرت مسيح مىناميدند ، ولى هنگامىكه آتش اختلاف در ميان مسلمين و يهود شعلهور شد و بيم آن مىرفت مسلمين را وحدت كلمهاى حاصل آيد و جان تازهاى بگيرند ، رهبران مسيحيت يهود را از خون عيسى تبرئه كردند و مطلب را بىاصل و سوءتفاهم خواندند و با هم متّحد شدند ؟
شما دقت كنيد تا چه اندازه دشمنان اسلام در مقام كوبيدن آن با هم پيوستگى دارند
هامش
( 1 ) و هر كس به آنچه كرده ، بىكم و كاست پاداش مىيابد و بر آنان ستم نمىرود ( سورهء نحل ، آيهء 111 )
( 2 ) و پروردگار تو به بندگان [ خود ] ستمكار نيست ( سورهء فصلت ، آيهء 46 )