تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
نباشد و بر دعوى اتهام شما شهادت بدهد ؛ به شرط آن كه از خودتان و جيره‌خوار مستقيم يا غير مستقيم دستگاهتان نباشد . در اين فرض دعاوى شما را مىپذيريم و خود را ملامت مىكنيم : « فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِى وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ » . « 1 » و ضمناً اين‌ها خوشبختانه از آمار طلاب قم بىاطلاع‌اند ؛ زيرا مسلماً طلاب قم يازده هزار نيستند . و سابعاً ، اين‌ها گفته‌اند سه نفر نهاوندى « 2 » در بازار قم پاسبان را كشته و گرفتار شده‌اند . در بازجويى مقدماتى شخص اخير آنها معلوم شد عده‌اى از طلاب قم ( او از تبعيدشدگان است ) در اين گونه ماجراها دست داشته‌اند . ما مىگوييم اولًا ، اطلاق كلمهء طلاب بر آقايان مبعّدين ناشى از عدم اطلاع اين‌ها است ؛ چه آن كه آقايان از اساتيد بزرگ و موجه و مورد احترام همهء محصلين قم مىباشند . و اين سخن همانند اين است كه يك استاد دانشگاه را شاگرد كلاس اول خوانند . و ثانياً ، مراد از كلمهء « اين گونه ماجراها » چيست ؟ معلوم مىشود به تصديق اين‌ها افراد مذكور در ماجراى واقع شده دست نداشته‌اند ، در اشباه و نظاير آن . و اگر چنين است ، پس خوب بود يكى از ماجراها را - كه به قول آنها به دست اين آقايان اجرا شده - معين مىكردند تا اتهام روشن شود . شگفتا آيا اين مطلب منطقى است كه عده‌اى را به اتهام دخالت در ماجراى كلّى و مبهم و نامعلوم - كه هنوز به مصداق حقيقى آن پى نبرده‌اند يا به تعبير صحيح ، فاقد المصداق است - دستگير كنند و به مناطق كذايى كشور تبعيد كنند ؟ « وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَ عِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ » . « 3 »
هامش
( 1 ) پس اگر نكرديد و هرگز نمىتوانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگ‌ها هستند ، و براى كافران آماده شده ، بپرهيزيد ( سورهء بقره ، آيهء 24 ) ( 2 ) . اين سه نفر ( ولى اللَّه سيف ، حجت اللَّه عبدلى و عباد اللَّه خدارحمى ) عضو گروه ابوذر نهاوند بودند كه‌پس از ماجراى ياد شده به همراه سه نفر ديگر ( بهمن منشط ، روح اللَّه سيف و ماشاء اللَّه سيف ) دستگير و به اعدام محكوم شدند ( ر . ك : گروه ابوذر ، حسين زرينى ، تهران : مركز اسناد انقلاب اسلامى ) ( 3 ) و به يقين آنان نيرنگ خود را به كار بردند ، و [ جزاى ] مكرشان با خداست ( سورهء ابراهيم ، 46 )