من در جواب برگهء احضار دادگاه - كه ما را براى محاكمه طلبيده بودند - نوشتم :
همان طورى كه به تقنين قانون نشستيد و به تصويب و تسديدش سخن گفتيد و به اجراى فورىاش برخاستيد ، باز هم بنشينيد و قضاوت كنيد و اجرا نماييد . محاكمهء حضورى اينجانب محوّل مىشود به روزى كه حكومتش به دست خداى عادل و شهودش فرقهء پاكان و كيفرش حبس ابد الهى با اعمال شاقه :
« أَلَا لَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ » . « 1 »
« إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً * وَ نَرَاهُ قَرِيباً » . « 2 »
راجع به حوزهء علميهء قم
دوست محترم
در ضمن سخنانتان اظهار ناراحتى از وضع حوزه داشتيد . خوب است از نابسامانى وضع خودمان صحبت نكنيم و الّا مثنوى هفتاد من كاغذ شود .
امّا راجع به زعماى حوزهء علميه ، حقير از محيط دور و كنارهء صحراى بىآب و علف و كرانهء كوير لوت چگونه صدايم را با آن هياهو و اختلاط امواج در محيط حوزه ، به سمع آنان برسانم ؟ چنان كه شاعر گفته :
گوش اگر گوش تو و ناله اگر نالهء من * آنچه البتّه به جايى نرسد فرياد است
ولى مىتوانم شمّهاى از آرزوهاى قلبى خود را به شما بگويم :
من آرزو دارم كه آنان ، در مرحلهء اوّل ، دست اتّحاد و يگانگى به هم بدهند و اسباب و علل مولّده اختلاف و دوييت و سوء تفاهم را پيدا كرده و ريشهكن سازند و از مرض خطرناك تشتت و اختلاف - كه از روز اوّل بر پيكر جامعهء اسلامى عارض شد تا آنها را بدين طرز به خاك ذلّت نشانيد و سبب همه بدبختى ها و تيرهروزىها و
هامش
( 1 ) آگاه باشيد كه داورى از آنِ اوست ، و او سريعترين حسابرسان است ( سورهء انعام ، آيهء 62 )
( 2 ) زيرا آنان [ عذاب ] را دور مىبينند ، و [ ما ] نزديكش مىبينيم ( سورهء معارج ، آيهء 6 - 7 )