ضمناً مسبوق شدم كه عدهء زيادى از اساتيد عالىرتبهء حوزهء علميه قم نيز تحت همان ماده و به اتهام مشابه اتهام اينجانب تبعيد نمودهاند .
از مادهء اتهام مربوطه مطلع شدم كه ما را مشمول ماده 2 قانون نامبرده ديدهاند . بند الف آن ، يا بند ب ، يا هر دو ، يعنى اينجانب مردم را به ضديت يكديگر تحريك كرده ، سلب آسايش و اختلال در نظم اجتماع نمودهام ، يا آن كه كشاورزان را به امتناع از عمل كشت و زرع [ دعوت كرده ] يا مالكان را از ورود به ملك و مداخله در انجام عملياتشان مانع شدهام ، و يا اين كه در امر وارد كردن و خريد و فروش مواد مخدره دخالت نمودهام : « و قد كنت و رب الكعبه بريئاً من جميع ذلك برائة الذئب فى دم يوسف عليه السلام او برائة يوسف ، فى الرقة و الفحشاء » .
پس از چندى ، روزى برگهاى دريافت كردم كه از زير دست خود مقامات مربوطه به دست آمده بود . و در آن برگه به عنوان اعلام جرم و تطبيق قانون فوق الذكر به حال متهمين مذكور « اساتيد حوزهء علميه قم » چنين نوشته بود : « عدهاى از طلاب قم به تحريك مردم به خونريزى و برادركشى و ايجاد ضديت با يكديگر اشتغال دارند ، به نحوى كه ادامه حضور آنان در شهرستان قم موجب سلب آسايش اهالى و ايجاد مزاحمت براى يازده هزار نفر طلابى است كه حقيقتاً براى تحصيل علم و كسب معارف اسلامى به قم آمدهاند » .
اعتراض از عمل خلاف قانون
دوست محترم
فعلًا در اين صدد نيستم توضيح مفصلى در بارهء فساد عملكرد دستگاه حاكمه بدهم ، ولى آن جناب مسبوقايد كه :
اولًا ، خود قانون ، مادهء 1 تشكيل كميسيون امنيت و تعيين و تصويب جرم و سپس اجرا نمودن كيفر آن ، قانونى است جداً مورد اشكال و خلاف قوانين ديگر مملكتى ؛ چه آن كه قواى مقننه و حاكمه و مجريه بايد از هم جدا باشند و هيچ يك از آنها حق دخالت در شؤون ديگرى نداشته باشد . پس چگونه شد كه عدهء معينى هم جعل و هم