بدين فكر فرو رفتم كه مطلب چيست ؟ و اين عمل يعنى چه ؟ و بدين طرز چرا ؟ و بالاخره به كجا ؟
از شما چه پنهان ، اين بنده را همانند برده گريزپايى و برّه رعيت ، به دستور كدخدايى ، به اسارت بردند و از نُه شهرستان اين كشور عبورم دادند و با قبض رسيدهاى رسمى و توصيههاى اكيد - كه مراقبت شود و زير نظر باشد و غفلت نشود - به وسيلهء دو مرد كار آزموده و ميدان نبرد ديده ، با اسلحهء گرم و تحت الحفظ شديدى روانه داشتند .
كوتاه سخن ، آن كه در مدت يك روز و دو شب ، با حركت سريع و پيمودن مسافت 1920 كيلومتر در ماهان كرمان داخل اطاقى از سنگ سياه بر روى پتوى سادهء سربازى در افتادم . و اينك هفت ماه است كه در تحت شرايط نامساعدى و مراقبت و تهديدات سختى از كار خود بيكارم و ويران و سرگردانم .
علت تبعيد
در اواسط سفر اجبارى - كه اينجانب را از شهربانى قم عبور مىدادند - برگهاى به عنوان ذيل به دستم دادند : « بر حسب تصميم متخذه در جلسهء مورخ 22 / 5 / 52 كميسيون حفظ امنيت اجتماعى شهرستان قم ، على مشكينى بر طبق مادهء 2 قانون حفظ امنيت اجتماعى به سه سال اقامت اجبارى در ماهان كرمان محكوم گرديد » .
از اين برگه راهى بر اتهام منسوبه خويش يافتم و به مادهء 2 قانون فوق الذكر مراجعه كردم ، آنجا چنين نوشته بود : « ماده 2 وظايف كميسيون عبارت است از :
الف . رسيدگى به عمل اشخاصى كه در شهرها و دهات مردم را عمداً خرافى مىسازد ؛ ب . رسيدگى به عمل شخص يا اشخاصى كه كشاورزان را به امتناع از عمل كشت و زرع با جلوگيرى از ورود مالك به ملك خود وادار نمايند و همچنين رسيدگى به عمل كسانى كه در امر وارد كردن و خريد و فروش مواد مخدره دخالت نمايند » ( نقل از :
مجموعه مدون قوانين و مقررات جزايى ، صفحه 180 ، چاپ خرداد ماه 1350 )