( 1 ) شرح چگونگى تبعيد به طبس و گلايه از اوضاع حوزهء علميه « 1 »
باسمه تعالى
حمد و سپاس بيكران به پيشگاه حضرت احديت و صلوات و سلام به حضرت خاتم المرسلين و وصيش ، اميرالمؤمنين و اولاد طاهرينش و پويندگان طريقتش و درود به مبلغين شريعتش .
جزوه حاضر نامهاى است از مرحوم آية اللَّه مشكينى به آية اللَّه منتظرى . امّا چگونگى نامه و اين كه چرا به خط خود مرحوم آية اللَّه مشكينى نيست و نامه ناقص است ، اينجانب چند روز به عيد مانده در سال 52 جهت زيارت چند نفر از علماى بزرگ - كه در تبعيد به سر مىبردند - اول از قم به مقصد ماهان كرمان حركت كردم . وقتى به ماهان رسيدم ، پرسان پرسان ، بالاخره ايشان را پيدا كردم كه عدهاى هم بودند و [ از ] اقامتگاه روحانيون و علما در خدمت ايشان راجع به مسائل گوناگون صحبت مىشد . مرحوم آقاى مشكينى صحبت از چند نامهاى فرمودند كه ما بين ايشان و آقاى منتظرى رد و بدل شد .
البته با يكديگر شوخى كرده بودند ؛ چون آقاى مشكينى را در روستاى آلنى از توابع مشكين شهر - كه يكى از شهرهاى استان اردبيل است - دستگير كرده بودند و چون مرقد شيخ صفى الدين در اردبيل است ، و آقاى منتظرى را در اصفهان دستگير و به طبس تبعيد كرده بودند ، آقاى منتظرى طى نامهاى نوشته بود كه آقا شما بايد از شاه ممنون باشى ، چون فهميده شما بدون قطب
هامش
( 1 ) اين نامه كه انتها ندارد ، همانگونه كه در مقدمه توضيح داده شده ، نسخهبردارى شدهء نامهء گلايهآميز آية اللَّه مشكينى دربارهء اوضاع حوزهء علميه به آية اللَّه منتظرى است .