روحت را تماشا كنى ، حاضرى اگر در قيافه روحت زشتى ديدى ، زيبايش كنى ، حاضرى اگر در نفس خود نكات قبيحه ديدى ، پاكيزه و تزكيهاش كنى ؟ زيرا :
« قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا * وَ قَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا » ؛ « 1 »
كه هر كس آن را پاك گردانيد ، قطعاً رستگار شد ، و هر كه آلودهاش ساخت ، قطعاً درباخت .
نجات ، فلاح ، رستگارى ، تعالى ، خليفة اللَّه شدن ، در بهشت عدن رفتن و انسان كامل شدن به اين است : « قَد افَلَح مَن زَكيها » . مطالعه كتاب نفس كند و نفس را پاكيزه كند ، صفتهاى زشت را بزدايد و مىفرمايد : اگر ديدى در ميان مجلس وارد شدى و جاها برايت فرق مىكند ، اگر پايين بنشينى ، ناراحت مىشوى ، پس بدان متواضع نيستى . اين مرض تكبر در تو هست . اگر چنانچه سلام گفتن با سلام شنيدنت فرق مىكند ( سلام چيزى نيست يا بگويند سلام عليكم يا بگويى عليكم السلام ) ، اين دو تسليم اگر براى تو فرق مىكند ، پس بدان كه مريض و نيازمند معالجهاى ، بايد به روى و خود را علاج كنى ، اگر ببينى حرف تو را كه مىشنوند ، بگويند بهبه بسيار خوب ، مطلب متينى را گفتى ، تصديقت مىكنم يا آن كه بگويند آقا اشتباه كردى ، به اين دليل حرفت باطل است . اگر اين دو جواب برابر حرف تو در روحت اثر مىگذارد و از آن خوشت مىآيد و از ديگرى بدت مىآيد ، معلوم مىشود مرض تكبر دارى ، سلامت و بهبود تواضع را ندارى ، اگر ببينى تعريف و تمجيدت مىكنند و يا عيبت را مىگويند ، با هم فرق دارد ، اگر تعريفت را بكنند خوشحالى ، اگر روى پاكتها لقب خاص بنويسند خوشحالى ، معلوم مىشود آقاى انسان هفتاد ساله هنوز بچهاى ، اى انسان پنجاه ساله هنوز كودكى ، هنوز كودكى روحت بزرگ نشده ، هنوز تو در مقام تكبرى متواضع نشدى . اين است كه امام جملات را بيان مىكند :
قَالَ مِنَ التَّوَاضُعِ أَنْ تَرْضَى بِالْمَجْلِسِ دُونَ الْمَجْلِسِ وَ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَى مَنْ تَلْقَى وَ أَنْ تَتْرُكَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كُنْتَ مُحِقّاً وَ أَنْ لَاتُحِبَّ أَنْ تُحْمَدَ عَلَى التَّقْوَى ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) سورهء شمس ، آيهء 9 - 10 .
( 2 ) الكافى ، ج 2 ، ص 122 .