يك دانش آموزى يا دانشجويى است مىخواهد درس بخواند و به جايى برسد . به خاطر هدفى فعاليت و كوشش مىكند . وقتى از او بپرسند آيا شما در يك درجه كذايى دكتر خواهيد شد يا مهندس ، دانش آموز و دانشجوى متوكل چنين مىگويد : از من درس خواندن و فعاليت و كوشش و نمرههاى مناسب گرفتن و عمر مصرف كردن ، اما اين كه دكتر يا مهندسى بشوم كه جامعه از من استفاده كند ، مريضها را بهبود بخشم ، روانها را پاكيزه كنم ، اين مطلب از آن اللَّه است . تا خدا چه بخواهد و چه مقدار تأييدم كند و توفيقم دهد . اين دانشجوى متوكل است . اما غير متوكل مطلب ديگرى مىگويد . من درس مىخوانم ، استعدادم كمتر از ديگران نيست و نمرههاى من بيشتر از ديگران است ، قطعاً به هدف خواهم رسيد . هيچ گوشش بدهكار پس پرده غيب نيست . مطلب ديگر در ذهنش نيست . يك چنين آدمى كه گاهى به هدف مىرسد ، از اين هدف او نتيجه مطلوبى نمىبخشد ، يك دكتر تاجرى مىشود كه فقط براى تأمين زندگى خودش مداوا مىكند . آن دكتر الهى و متوكل مىگويد من به جامعه خدمت كنم ، انسانها را بهبود بخشم ، در ضمن اين خدمت الهى ، من اگر روزى پيدا كنم و دو لقمه غذا بخورم ، خوردم كه نعمتى از خداست ، و الا خدمت كنم و روزى خودم به درك . آن كس كه بىتوكل به جايى رسيده است ، تاجرى از آب درآمده ، و براى تأمين زندگى طبابت مىكند ، مىگويد من الان طبيبم و دكترم و مداوا و معالجه مىكنم ، و به هدفم كه پول گرفتن است ، رسيدهام . ضمناً يك مريض بهبود بيابد ، يافته ، و اگر بهبود نيافت ، به درك . آنچه كه من مىخواستم ، تحويل گرفتهام .
پس معناى توكل در رشته و هدف انسان اين است كه پس از كوشش و فعاليت خود ، رساننده به هدف اللَّه را ببيند و نه كار خودش را شما اين مطلب را در يك تاجر و سرمايهدارى - كه هدفش از سرمايهگذارى تأمين زندگى است - مىبينيد كه مىخواهد سرمايهاى به دست آورده و با آن به هدف خود برسد و آن قدر پشت پرده را نمىبيند و مىرود به هواهاى نفسانى خود مىرسد . اما گاهى مىگويد من انجام وظيفه مىكنم كه مغازه را باز مىكنم .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 243
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٤٣