مركب ناميد ؛ چنان كه واقع مطلب نيز همين است و همه معتقدات اديان و مذاهب و شرايع و مسلكها و مكتبهاى انحرافى و ضد اسلامى از نظر اسلام و منطق حق الهى ، عقايد انحرافى و جهل مركب است . و چنان كه به دقت بنگريم ، دنياى امروز ، عقايد اصولى معنوى و مكتبى خود را روى پايههاى سست و لرزان براهين ثنويت و تثليث و يا خرافات ضد عقلى انكار مبدأ و معاد بنا نهادهاند . و به راستى ، بايد به حال بشر امروز جهان سخت گريست كه چگونه اين قافله عظيم آن سر ناپيدا و اين سو نامتناهى ، راه به انحراف و كژى مىپيمايند و صداى رسايى انبياى تاريخ و راهنمايان طريقه توحيد را گوش فرا نمىدهند ؟ و بىترديد ، حق با كسانى است كه در صحراى بيكران وجود دليل راهشان انبياى عظام و خليل و همراهشان رهبران معنويت و تقوا هستند .
ملاك و متعلق باور
ناگفته پيداست كه غرض از يقين در امثال اين ابحاث اخلاقى علم مطلق و يقين به هر امر نيست ، بلكه مراد در مرحله اول ، يقين به معتقدات ايمانى است و باور نمودن به وجود خداوند و توحيد او و ساير آنچه يك انسان كامل بايد بدان باور كند . و اين باور است كه كمالآور است و هر چه نورش در صحنه دل بيشتر گردد ، مراتب ايمانش تعالى و تكامل مىيابد و اسباب سعادتش جامعتر و مقدمات وصولش به ساحت قدس حق فراهمتر است ، بل اين باور است كه عين ايمان است و نه غير آن و عين توحيد و نفس تكامل و هدف اصلى خلقت و غرض اتمّ آفرينش و محط دعوت انبيا و اشرف فضايل و كمالات بشرى است .
كبريت احمر
در زبانها متداول است و در برخى نوشتهها آمده كه دارويى به نام كيميا موجود است ؛ بدين خاصيت كه اگر مس خالص را در آتش گداخته سازند و قبل از سرد شدن از داروى مزبور بر وى بپاشند ، قلب ماهيت دهد و رنگ و خاصيت عوض كند و چون