تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
كنج زندان‌هاى طويل المدّه را محبوب تو كرد و اينك اسرار ناپيداى محبت پدر را پيدا كرديم ، از ما بگذر و بر ما ببخش . و بالجمله بار ديگر ، برادران و خواهران را - كه با سخنان ما سروكار دارند - توصيه مىكنم كه متوجه شوند روح خلقت و سرّ آفرينش و رفت و آمد بشر در ميدان گيتى بدان جهت است كه از جوهره وجودش بذر محبت شكوفا گردد ، و در اين صحنه آزاد تربيت و تكامل يابد ؛ چه آن كه اين هدف همان راز آفرينش و خلقت است و براى دريافتن اين مقام بايد دست به كارى زند كه غصّه سرآيد . و آن اين كه فرامين او را به جان پذيرد و در پياده كردن آن ، صميمانه بكوشد ؛ سراپاى وجود ، جان و بدن ، روان و تن خود را به وى عاريت سپارد و همه هستى خويش را در اختيار او قرار دهد . و در عين اين كه با مردم ، با پدر و مادر و همسر و معلم و استاد و شاگرد و رئيس و مرئوس و جامعه و محيط ، تماس نزديك و معامله و رفتار و گفتار و خلطه و آميزش دارد ، در زير پرده‌هاى معاشرت در حيات دنيا ، خدا را ببيند و روح و روان كارش رضاى او و جان حركتش فرمان او باشد . آن گاه فرشته‌اى خواهيد بود به صورت انسان ، و نه فرشته و بلكه مسجود فرشته و همان خليفه الهى كه همه فرشتگان در برابرش كرنش كردند . و آيا دنيا جز براى اين هدف است و آيا غرض از خلقت غير از اين است ؟ و اى اسفا امروز دنيا بر انسان‌ها كه راه را گم كرده‌اند ! و اى واى بر قافله بشرها كه به سوى ظلمت مىروند ! و اى عجبا كه اين درياى روان انسان‌ها به گودال‌هاى شقاوت فرو مىريزند ! آيا كسى هست به داد اينان برسد ؟ « فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ » ؛ پس به كجا مىرويد ؟ « فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ » ؛ پس چگونه [ از او ] بازگردانيده مىشويد ؟