اندك باشد به محتوا بسيار است و اندكش بيش از عمل بيش است كه بر مبناى يقين استوار نگردد .
آرى ، تو اى انسان جوينده كمال بايد آن چنان باشى كه انسانهاى شايسته بودند ، و آن راه را روى كه آنان مىرفتهاند . ايمان باطنت ، و باور روحت ، و ايمان خاطرت ، و حقيقت ايمانت به مرتبهاى باشد كه گويا همه پردههاى ظواهر از جلو چشمت بر كنار است و در حضور اللَّه ، و فوج فرشتگان جند اللَّه ، در ميدان آزمايش ، چشمها به سويت دوخته ، قلمها در ثبت اعمالت به دستها ، و كوچكترين حركاتت مورد مداقه و بررسى است ، و عكاسان غيبى در همه حال ناظر حال ، و ناظران الهى كه از اعماق فكر و مكنون ضميرت با خبرند ، شاهد مقال تو هستند . و اين حالت را عرفا معناى « شهود » گويند و علما به عبارت « يقين » تعبير نمايند ، و پاكان « حالت اخلاص » نامند ، و فقها به معناى « عدالت » دانند ، و عقلا « بيدارى فكر » خوانند . و آيا ممكن است در چنين حالى انسانى راه به انحراف و كژى پيمايد ، و مرتكب انجام گناهى كه دست يازيدن به پليدى است گردد ؟
از لقمان بزرگ - كه مرغ روحش به قله حكمت پرواز داشت و صحنه قلبش از پهنه خاك وسيعتر بود - در ضمن وصيت به فرزندش چنين آمده است :
يا بنىّ ! لا يستطاع عمل إلا باليقين ، و لا يعمل المرء إلا به قدر يقينه و لا يقصّر عامل حتّى ينقص يقينه ؛
فرزند عزيزم ، بدون انگيزه يقين تحويل دادن هيچ عملى به درگاه الهى امكانپذير نيست ، و قماش عملت از نظر كيف و كم و ارزش و قيمت وابسته به اندازه درجه يقين است . اگر فروغ يقينت كاسته است ، كارهاى خود را در نزد حق تعالى پرارج نخواهى يافت .
در اخبار اهل بيت عليهم السلام چنين آمده است كه اگر درختى در نهايت پر بارى باشد و هر شاخهاى از آن داراى چندين برابر ميوه در حال عادى شود ، لكن همهء ميوهها
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 598
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٩٨