« حب الراحه » است .
در كتاب الهى چنين آمده است :
« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِى كَبَدٍ » ؛
ما انسان را ذاتاً در رنج و ناراحتى آفريدهايم .
اين آيهء شريفه ، گرچه مربوط به عالم طبيعت و محكوم بودن انسان به قوانين جبرى خلقت است ، بدين معنا كه انسان پيوسته گرفتار حوادث و اسير سنن جاريه عالم تكوين است و خواه ناخواه هميشه در غل و زنجير جريانات است ، گرچه در ايام جوانى درست متوجه نيست ، ولى پس از گذشت مدتى بدين نكته متوجه مىشود ؛ مثلًا ، انسان اگر چند ساعتى غذا نخورد ، از گرسنگى ناراحت مىشود ، و چون غذا خورد ، تشنگى بر او عارض مىشود ، و چون سيراب شد ، نياز به خواب پيدا مىكند ، و پس از آن محتاج تخلى و دست به آب است ، و باز گرسنه مىشود ، تشنه مىشود ، بىخواب مىگردد و بالاخره ، مرتب بايد همراه سيل حوادث در حركت باشد ، و چون به سن پيرى رسيد ، آن گاه خواهد فهميد چه رنجهايى متوجه او است .
نقل است كه از ارسطو پرسيدند پيرى را تعريف كند ، گفت : « سحابة تمطر الامراض » ؛ پيرى ابر تيرهاى است كه پيوسته باران مرضها و بيمارىها از آن مىبارد .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 560
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٦٠