حاضر به ترك پست نيست ، از بخيلهاى دنياست . و بدترين بخلها اين بخل است .
اما سخاوت به نفس و جان كه احتياج به شرح زيادى ندارد ؛ چه آن كه جامعه اسلامى كنونى ما خود ميدان چنين امتحانى است تا معلوم شود سخاوتمندان كياناند .
آنان كه توانستند از جان بگذرند ( شهداى ما ) و به جبههها بروند و عاشقانه شهيد بشوند ، از سخىترين مردم جهاناند . مقام شهدا والاست و يكى از صفات بارز شهيد سخاوت جانى اوست . فرق است بين سخاوت در مال و سخاوت در جان . بنا بر اين ، مىتوانيم بگوييم كه سخىترين افراد شهدا هستند .
مرز سخاوت
سخاوت صفتى است « حد وسط » كه يك طرفش افراط است ، يعنى اسراف و يك طرفش تفريط است ، يعنى بخل .
اصولًا صفتهاى نيكو و زيباى انسانى صفاتى متوسط هستند كه بين دو مرحله افراط و تفريط واقع مىشوند و سخاوت هم از اين قاعده مستثنا نيست ؛ به عنوان مثال ، كسى كه مال و ثروتى دارد ، نسبت بدان سه حالت مىتواند داشته باشد :
اول ، آن كه از مالش آنچه كه سزاوار است و اقتضا دارد ، انفاق كند و مقدارى هم براى خودش نگه دارد . به عبارت ديگر ، تعهدات خود را در قبال خدا انجام دهد ؛ يعنى مالياتهاى واجبش را بپردازد و انفاقهاى مستحبى را هم انجام دهد و ما بقى را براى زندگى خود و عائلهاش نگه دارد . به اين برنامه الهى عمل كردن ، حد وسط سخاوت را دارا بودن است .
ثانياً ، هيچ گونه گذشت و پرداختى نداشته باشد ؛ حتى يك ريال از ثروتش را به جامه ندهد . اين مرحله ، تفريط است . اين حالت و صفت ، بخل است .
ثالثاً ، هر چه دارد ، مىبخشد ؛ يعنى افزون بر آن مقدار واجب و مستحب انفاق مىكند ؛ به طورى كه خود را در مضيقه قرار مىدهد ؛ حتى در مواردى مصرف مىكند كه گناه است . اين ريخت و پاش ، مرحله افراط در سخاوت است و اسراف است . پس