و شخصيت خود را در ميان مردم از دست بدهد ، خود را به ديوانگى بزند . لباسش را كند و همانند كودكان بر چوبى به عنوان اسب سوار گرديد و داد زد كه كنار برويد تا اسب من شما را زير نگيرد . بچهها اطرافش گرد آمدند و از آن پس مشهور شد كه بهلول ديوانه شده است . اين نمونهاى است از « سخاوت مقام » از انسانى بزرگ و با فضيلت و نمونههاى آن در اسلام زياد است . همچنين مىتوان از جابر بن يزيد جعفى ، شاگرد ممتاز امام باقر عليه السلام نام برد ؛ فردى كه به امام باقر عليه السلام عرض مىكند : يا ابن رسول اللَّه ، آن قدر معارف الهى و اسرار به من القا فرمودهاى كه قلبم تنگى مىكند و تحملش برايم مشكل شده و افرادى هم كه بتوان بدانها اسرار را گفت نمىيابم ، چه كنم ؟ حضرت فرمود : برو در بيرون شهر و سر در چاهى گذار و هر چه مىخواهى بگو تا سبك گردى !
يك چنين مرد عظيم الشأن و درس خوانده و صاحب كمالات و مقامات روحانى ، به خاطر مصالح دينى و اجتماعى - كه جوّ آن عصر اقتضاى آن را داشت - از مقامش گذشت و تظاهر به ديوانگى نمود . اين هم يك نوع سخاوت است ؛ سخاوت مقام و آبرو به خاطر اللَّه و حفظ شؤون اسلام . در ضمن ، درسى است براى كسانى كه لايق اشغال و اداره پست و مسؤوليتى نيستند ، اما از آنجا كه اسير حب نفس و جاه و مقام شدهاند ، برايشان مشكل است دست بكشند و آن را به اهلش بسپرند ؛ چون سخاوت ندارند . اينان را يا بايد خلعشان كنند و دورشان اندازند و يا با دسايسى بمانند و سر تا پا براى جامعه و امت و آيين اسلام ضرر و فساد باشند .
اگر كسى به چنين حالتى برسد كه سخاوت در مقام داشته باشد و وقتى ببيند مقام و رياستش به ضرر جامعه و دين است ، زود حاضر است رفع يد كند و استعفا دهد و با واگذار كردن آن به اهلش ، سراغ كار ديگرى رود ، اگر چنين حالتىدر خود ديد ، بايد از خدا تشكر كند و سجده شكر به جا آورد كه خداوند چنين روحيهاى به او داده است .
اينها جزء سخاوتمندان دنيا هستند . خيال نكنند كار كوچكى انجام دادهاند ؛ بر عكس ، آن كس كه چنين نيست و با احراز عدم لياقت خود براى چنين مسؤوليتى ،
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 531
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٣١