امامان ما در اين صفت به كمال نهايى رسيده بودند ، با رفتارشان به ما آموختند كه اين چنين باشيم . در روايات آمده است كه مردى خدمت حضرت امير المؤمنين عليه السلام رسيد . حضرت از چهرهاش دريافتند كه نيازمند است و شرم دارد كه آشكار كند . امام از او خواست كه خواستهاش را روى زمين بنويسد ( زيرا در آن وقت وسايل نوشتن مثل امروز نبوده است ) . آن مرد با انگشت يا با چوب روى زمين هموار نوشت .
حضرت از نوشته او دريافتند كه هم نيازمند است و هم انسان باسواد و دانايى است .
امام عليه السلام دستور داد دو لباس متناسب و صد دينار پول به او بدهند . گويا بعضى از ياران خواستند بدانند ، چرا حضرت اين اندازه سخاوتمندانه با او رفتار كرد ؟
امام در پاسخ آنان فرمود : پيامبر دستور داد هر انسانى را در جايگاه خود بشناسيد و با هر انسانى متناسب با شخصيت و نيازش رفتار كنيد . سپس حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود :
عَجِبْتُ لِمَنْ يَشْتَرِى الْعَبِيدَ بِمَالِهِ فَيُعْتِقُهُمْ كَيْفَ لَايَشْتَرِى الْأَحْرَارَ بِإِحْسَانِه ؛
من تعجب مىكنم از كسانى كه پول مىدهند و برده مىخرند ، چگونه مردم آزاده را با نيكى و احسان خريدارى نمىكنند .
فرزدق در آن اشعار مشهورى كه در ستايش حضرت سجاد عليه السلام سروده است ، مىگويد :
مَا قَالَ لَاقَطُّ إِلَّا فِى تَشَهُّدِهِ * لَوْ لَاالتَّشَهُّدُ كَانَتْ لَاؤُهُ نَعَم
امام سجاد عليه السلام كسى است كه در تمام عمرش ، « نه » به كسى نگفته است و اگر نبود كه در تشهد نماز « لا » مىگويد ، در منطق اين شخص « لا » پيدا نمىشد . در اين بيت فرزدق از خوى سخاوت به عنوان يكى از صفات كمالى امام سجاد عليه السلام ياد مىكند .
كوتاه سخن ، اين كه اگر كسى داراى اين صفت زيباى انسان باشد ، بايد خدا را سپاس گزارد كه يكى از ابعاد انسانى او به مرز تكامل رسيده است و همواره بكوشد اين صفت را در خودش بيشتر كند و تكامل بخشد .