تواضع و شجاعت و . . . صفات بد يا خوبى هستند كه ممكن است در انسان وجود داشته باشند . ولى خود اين صفات ، خود به خود ، حلال و حرام نيستند و به خاطر اين كه مثلًا شخصى صفت بخل دارد ، خداوند او را عذاب نمىكند ، مگر آن كه آن اثر خارجى داشته باشد . و اين بخل باعث شود انسان واجبات انفاقى خودش را انجام ندهد و اين اثر خارجى است كه متعلق حرمت مىشود ، و الا خود آن صفت فى نفسه حرمت ندارد . يا وجود صفت حسد در انسان - كه طبق روايتى در همه افراد با شدت و ضعف وجود دارد - به عنوان يك صفت نمىتواند متعلق حرمت باشد تا وقتى كه منشأ يك عمل و فعل خارجى عليه محسود شود . و آن فعل است كه متعلق حكم شرعى مىشود .
بنا بر اين ، صفات متعلق احكام نمىشوند ؛ خواه صفات حسنه يا صفات رذيله . و به همين جهت ، در علم اخلاق ، به جاى بحث از وجوب و حرمت از حسن و قبح بحث مىشود .
در علم اخلاق بحث مىشود در بارهء اين كه فلان صفت ، صفت حسن و خوب است و بايد آن را تحصيل يا تكميل كرد و آن صفات ديگر ، زشت و قبيح است و بايد از آنها اجتناب كرد ، يا آنها را از صفحه قلب زدود .
گاهى هم در اخلاق از افعال بحث مىشود . و اين بدان جهت است كه گاهى صفات مولد افعال است و گاهى افعال مولد صفات ؛ چنان كه قبلًا نيز به اين مطلب اشاره كرديم ؛ مثلًا صفت حسد ممكن است باعث شود كه انسان دست به كار زشتى بزند و سخاوت موجب شود انسان كار نيكى را انجام دهد و در علم اخلاق بحث مىشود كه اين صفتها اين افعال را ايجاد مىكند ، و طبعاً آن افعال متعلق حكم شرعى مىشوند .
و همچنين ممكن است انسان صفت شجاعت را دارا باشد ، ولى با جديت و زحمت و كوشش و بر خلاف خواستهء نفسش بكوشد ، اين صفت را تحصيل كند . و در اين صورت ، عمل سبب تولد صفت مىشود . بنا بر اين ، افعال با صفات رابطهء متقابل دارند . گاهى افعال معلول صفات است و گاهى افعال خارجى علت براى حدوث و
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 506
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٠٦