اعمال زشت و گناهان و طغيانها نيز به نوبهء خود حجابهاى ظلمانى هستند ؛ گرچه اين قسم به طور مستقيم مورد بحث علم اخلاق نيست و ممكن است از جهت اين كه اين اعمال در قلب و روان حالتى را ايجاد مىكنند كه مانع بين قلب و اللَّه مىشوند ، مورد بحث قرار گيرد .
حجاب نور
و اما حجاب نور - كه در روايات خاصه ، در روايات معراجيه ، ذكر شده كه پيغمبر صلى الله عليه و آله از حجاب نور گذشت - چه معنايى مىدهد ؟ و اگر نور است ، چگونه نور مىتواند حجاب باشد ؟ ! اعمالى مانند اشتغال به دنياى حلال و زينت و آرايش و بازىها و تفريحهاى مباح و ديگر كارهايى كه اسلام حرام نكرده است يا حالاتى مانند شوق و عشق به خانه ، زن ، فرزند و امثال آنها ، و لو آن كه حلال باشد ، همه اينها حجابهايى هستند بين انسان و اللَّه ( مثلًا وقتى انسان نماز مىخواند و فكرش به اين طرف و آن طرف مىرود و روحش غافل مىشود در جاهاى ديگر سير مىكند ، بيانگر همين حجاب است ) كه انسان نماز مىخواند و در اثر آن فكرش در جاى ديگر است ، از خدا غافل مىشود . پس همه آن اعمال و اين حالات و صفات حجاباند ، لكن چون حلال هستند ، آنها را به حجاب نور تعبير مىكنند .
رفع حجاب ظلمت واجب است و رفع حجاب نور مستحب . گرچه از نظر علم اخلاق رفع حجاب نور نيز لازم است ؛ چرا كه علم اخلاق مىخواهد انسان به مراحل كمال برسد و لاجرم بايد موانع و حجابهاى آن را از ميان بردارد تا انسان شايسته آن شود كه انوار و معارف الهى در او منعكس شود و به مقام خليفة اللَّه برسد . و مادام كه آيينه قلب انسان از غبار و زنگار و كدورت پاك نشود و همهء حجابها از بين نرود ، اللَّه و مظاهر اللَّه و معارف كمالات انسانى در او منعكس نخواهد شد .
در برخى روايات وارد شده و مرحوم نراقى نيز در جامع السعادات از معصوم عليه السلام نقل كرده كه :