ولى چون ريشه مرض هنوز در باطن وجود دارد ، بالاخره باز مرض بيرون مىزند و ظهور پيدا مىكند .
هدف علم اخلاق
هدف علم اخلاق اين است كه در عين خوبى ظاهر ، عمدتاً باطن خوب و زيبا شود . و انسان گرچه رعايت واجبات و محرمات را در مقام عمل بنمايد ، اگر احساس كند كه در درون او اخلاق رذيله وجود دارد ، اگر چه قدرت آن را داشته باشد كه از كشش اخلاق رذيله به سوى كارهاى زشت جلوگيرى نمايد ، باز هم اين انسان ناقص است و بايد كوشش نمايد به كلى ريشه اخلاق كثيف و رذيله را از خود دور نمايد و با تحصيل اخلاق فاضله و صفات نيك باطن خود را نورانى و از هر گونه مرضى پاك نمايد . بنا بر اين ، اكتفا به رعايت واجبات و محرمات مربوط به فقه است . و اما علم اخلاق به اين مقدار قناعت نكرده و هدف آن تصفيه باطن از صفات رذيله و ارائه روشهاى تحصيل صفات حسنه است .
امر چهارم : حجاب ظلمت و حجاب نور
همان گونه كه اعمال زشت بين انسان و خدا حجاب مىشود ، صفات رذيله نيز مانع كمال انسان مىشود و بين او و مبدأ حجاب مىشود ؛ همچنان كه ملكات فاضله و صفات نيك موجب صفاى روح و قابليت آن براى تابش انوار الهى و پذيرش علوم و معارف و رسيدن به كمالات مىشود .
علماى اخلاق حجاب را بر دو گونه دانستهاند : يكى حجاب ظلمت و ديگرى حجاب نور .
حجاب ظلمت
ظلمت عبارت است از همان اخلاق رذيله ، مانند بخل و حسد و كينه و امثال آنها - كه همگى ظلمتهايى هستند كه بين انسان و خدا و بين انسان و كمالاتش حجاب واقع شوند - و علم اخلاق متكفل است كه اين حجابها را بر طرف نمايد ؛ همان گونه كه