تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
ظهور پيدا مىكند ، معلوم مىشود كه از ابتدا در او بوده است . و اين هم جزء رنگ‌آميزى پروردگار است نسبت به روح انسانى و صفات انسانى . و صفات انسانى رنگى است براى روح انسان . الوان روح انسان است . اين نكته اين‌جا قابل توجه است . نكته ديگرى كه در اين‌جا در همين مقدمهء اين بحث گفته مىشود ، اين كه اگر چنانچه بنا شد كه صفات انسانى در انسان از طرف پروردگار ايجاد شده باشد ، خلق شده باشد ، پس اين صفات ، صفات اختيارى انسان نيست ؛ يعنى گويا ايراد اين مىشود كه ما اگر قايل شديم كه همهء صفات فطرى است و در ذات انسان موجود شده يا نه ، مقدراى كسبىاست و مقدراى فطرى است . آن مقدارى از صفات كه فطرى است ، بنا بر اين ، غير اختيارى است . در انسان موجود شده و شما گفتيد به اين كه صفات انسانى سبب وجود افعال در خارج مىشود . پس اگر صفات انسانى از جملهء صفات رذيله باشد و آن صفات رذيله فطرى را خدا در انسان ايجاد كرده باشد ، آن صفات اقتضا مىكند كه از انسان كارهاى زشت صادر بشود . بنا بر اين ، اين كارهاى زشت و گناهانى كه صادر مىشود ، نبايد از نظر اسلام سبب عقوبت بشود ؛ زيرا كه اين كارها معلول صفات خبيثه و رذيله است در انسان . و صفات رذيله معلول خلقت انسان است ، يعنى طبيعى انسان است و از آن‌جا سرچشمه گرفته . پس اين انسان بىتقصير است . بنا بر اين ، اگر ما صفات فطرى را قبول كنيم ، همهء صفات را يا عده‌اى از صفات را فطرى بدانيم كه در علم اخلاق اين بحث مىشود . اين نكته و اين اشكال پيش مىآيد كه بايد قايل بشويم به اين كه افعال قبيحى كه از انسان صادر مىشود و معلول اين صفات مىشود ، معلول اين ملكات خبيثه مىشود ، و اين ملكات هم فطرى است در انسان ، نبايد عقاب داشته باشد . اين مطلب هم باز اين‌جا گاهى گفته مىشود ، و اين هم جوابش . در بيان قبلى كه ذكر كرديم و گفتيم كه صفات انسانى و ملكات انسانى در مقايسه با اعمال و افكار خارجى مقايسه علت و معلول ندارد . مقايسه اقتضاى مقتضى
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 461 | الشيخ علي المشكيني