خداوندا ، افتخار مجاهده و قيام و نهضت و حركت و جهاد و قتل در راه خود را نصيب ما فرما ، كه هر كس تو را عاشق شود ، تو نيز به او عشق مىورزى ، و آن كه را تو عاشق شوى ، به درگاهت باز مىدهى .
وَ خَسَرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصِيباً ؛
چه زيانكار است بندهاى كه حبّ تو در دلش رسوخ نكرده باشد .
اين سخنان عادى نيست ، چه جانها كه در اين راه داده شده و چه سرها كه در اين طريق بر دار رفته است .
با مسجد و منبر نشود وعده توحيد * منزلگه مردان خدا بر سر دار است
ميثم تمار - كه از شاگردان مكتب اسلام و على بن ابىطالب عليه السلام است - در آخرين لحظات زندگى چنين مىگويد :
يأتى قوم بصائرهم فى دينهم أفضل من اجتهادنا ؛
در آخر الزمان انسانهايى خواهند آمد كه آگاهى و بصيرتشان در دين خدا از اين اجتهاد و كوشش ما بالاتر است .
من از سابق مطالعاتى در بارهء روح و صفاتى كه مىتواند عارض بر آن شود ، نمودهام و برداشتهايى از قرآن و احاديث در اين باره داشتهام . در حقيقت روح ، زياد بحث شده است . كسى كه در قفس اين عالم زندانى است ، نمىتواند درك حقيقت روح كند ، اما آنچه از اخبار استفاده مىشود و مرحوم مجلسى نيز بر آن اصرار مىورزد ، اين است كه روح يك موجود آسمانى ، شفاف ، نورانى و الهى است كه از عالم امر در اين پيكر وارد شده است :
« وَ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّى » ؛
اى رسول ما ، از تو در بارهء روح سؤال مىكنند ، بگو : روح از امر پروردگار من است .
در بارهء صفات عارض بر روح نيز بحث فراوان شده است . برخى از اين صفات