اى انسان ، حقّاً كه تو به سوى پروردگار خود به سختى در تلاشى ، و او را ملاقات خواهى كرد .
اين بدن ، مَركب روح ماست ، واى بر ما اگر مشغول پرورش جسم شده و روح خويش را فراموش كنيم .
تا تن نكنى لاغر ، جانت نشود فربه * تا جان ندهى از كف ، جانانه نخواهى شد
اى انسان ، تو در سفر حجى ، تو به سوى خدا مىروى :
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ » .
به بدن خويش آن قدر خدمت كن كه بتواند انجام وظيفه كند و آن قدر از حدود الهى بر آن جايز بدان كه شما را به مرحلهاى از كمال و انسانيت برساند . اما اگر انسان تمامى همّ خود را مصروف خدمت جسم خود نمايد ، براى او اصالت قايل شده و نقش اصلى او را فراموش مىكند .
پس اعمال و انتفاعات شما از اين دنيا به عنوان استقلالى ، عين دنياست . آن خوردنى كه براى خوردن باشد ، مُردن است ، اما آن خوردنى كه وسيله رسيدن به خدا باشد ، عين آخرت است .
از محقق و مقدس اردبيلى - آن مرد بزرگ الهى - سؤال كردند : چه مىكنى ؟ گفت :
من هيچ گاه كار مباح نكردهام . آنچه انجام مىدهم ، از واجبات است . اساساً مواظب هستم كه در شبانه روز غير از واجبات ، هيچ كار ديگرى از من سر نزند . گفتند : اين چگونه مىشود ؟ تو غذا مىخورى ، مىخوابى ، راه مىروى ، حرف مىزنى ، و در شبانه روز دهها كار ديگر انجام مىدهى !
گفت : تمام اينها براى اين است كه من بتوانم اين قراضه بدن را حفظ كنم ، تا بتواند روحم را به دست گرفته و در انجام عبادات او را يارى كند . من تمام اعمال خود را به عنوان مقدمه واجب انجام مىدهم .