تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
مرحوم شيخ بهايى در اين باره جمله زيبايى دارد : عملى بطلب كه تو را فانى سازد ، ز علايق جسمانى آن قدر اوج بگيريد و بالا برويد كه جز خدا هيچ نبيند و توحيد بر گوش و چشم و مغز و اخلاق شما و همه زواياى زندگى شما حاكم باشد . حضرت مولى الموحدين اميرالمؤمنين على عليه السلام در بيانى شيوا در اين رابطه مىفرمايد : دنيا دو گونه است : دنيايى كه تو را به هدف مىرساند - اين دنيايى است كه به شكل دنياست ، اما در حقيقت آخرت است - و دنيايى كه استقلال دارد و تو را به هدف نمىرساند . اكثر محققين در اين باره مثالى فرموده‌اند : آيا به ياد داريد زمانى را كه مردم با اسب و استر به سفر حج مشرف مىشدند ؟ عده‌اى از اين حجاج كوله بار سفر بسته ، از قيد علايق نفسانى رسته و سوار بر اسب به سوى خانه خدا روانه شدند . نزديك شام بايد اسب‌ها را كاه و يونجه مىدادند تا بتوانند ديگر بار به آنها سوار شوند و طى طريق نمايند . اما وقتى به آن‌جا رسيدند ، ديدند عجب يونجه زياد است ! كاه زياد است ! يكى از حجاج مشغول پروراندن اسب خود شد و به تدريج اسب خود را فربه كرد و غفلت ورزيد از اين كه حجاج ترك او كرده و از آن سرزمين رفته‌اند . پس از مدتى اسب كاملًا پروار شد و به جايى رسيد كه يكى از بهترين و پروارترين اسب‌ها گرديد . حجاج كه به حج مشرف شده و پس از انجام مناسك در حال بازگشت بودند ، وقتى اين غافل از خدا مانده را مشاهده كردند از او سؤال كردند : آقا ! تو اين‌جا چه مىكنى ؟ گفت : من مشغول پرورش اسب خود بودم . اى مشغول شده به پرورش اسب ، حج خدا از دستت رفت ! و زيارت بيت اللَّه الحرام را از ياد بردى ! اى انسان ، تو نيز به سوى حق مىروى : « يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلَاقِيهِ » ؛