مذموم خواهند بود ؛ زيرا تمتع حلال انسان از اين جهان و انتفاعات مشروع او از دنيا ، يا به عنوان هدف لحاظ مىشود و يا به عنوان وسيله . به تعبير ديگر ، انتفاعات حلال شما گاه به عنوان مقدمهاى براى يك هدف عالى و انسانى مطرح است و گاهى استقلالًا موضوعيت دارد .
اگر انتفاعات حلال انسان مستقلًا لحاظ شود و انسان از اين انتفاعات به خاطر خود آنها استفاده كند ، اين از مصاديق دنياى مذموم مكروه است ، اما اگر آنها از وسيلهء رسيدن به هدفى والاتر قرار دهد ، اين چنين نيست .
اگر كسى بر سر سفره رنگينى بنشيند ، به اين جهت كه مىخواهد بخورد و از خوردن خويش لذت ببرد ، اين صِرف دنياست و آخرت نيست ، اما اگر غذا بخورد ، به خاطر اين كه بتواند عبادت خداى متعال را انجام دهد ، اين عمل او از حيطه دنياى دنى خارج است و او را نمىتوان اهل دنيا شمرد .
بنا بر اين ، ما يك دنياى مذموم محرم داريم كه عبارت از اعمال و انتفاعات غير جايز و نامشروع است و يك دنياى مذموم مكروه داريم كه عبارت است از انتفاعات حلالى كه انسان آنها را مستقلًا لحاظ مىكند .
هر عملى كه از شما صادر شود و لو جايز و محلل باشد ، اگر هدف قرار گيرد و استقلال و موضوعيت داشت باشد ، مظهر دنياست . هر چه اين گونه اعمال بيشتر باشد ، غوطهورى انسان در شهوات دنيوى بيشتر است . تفاوت چنين انسانى را با انسان الهى در مقايسهاى ساده مىتوان دريافت .
امير معزى از شعرايى است كه ديوان بزرگى را به او نسبت مىدهند ، اما صد حيف كه اين قريحه سرشار در توصيف رجال جور و ستم و براى گرفتن مالى و حظّى از دنياى پست و دنى به كار گرفته شده است .
اين اشعار مظهر دنياست و شاعر آنها غرق در دنيا . در مقابل ، شاعر ديگرى را سراغ داريم كه در راه مكتب خويش جان بر كف حرف حق را مىگويد و در احقاق حق از هيچ كس هراسى به دل راه نمىدهد .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 360
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٦٠