روان شناس كسى است كه استعدادهاى آدمى را كشف كرده و به آثار شگفت آنها از قبيل لذت و الم و علم و تفكر و غيره و همچنين منشأ مولدشان وقوف مىيابد .
وجود انسان از دو جزء تشكيل شده است : جزء اول ، بدن آدمى است كه به تودهاى از ماده - كه به وضع خاصى تركيب يافته - اطلاق مىگردد و جزء دوم ، روان انسان است كه منشأ احساسات و افكار و غرايز اوست . جزء اول را « جسمانيات » گويند كه موضوع علم زيستشناسى است و دومين جزء را « نفسانيات » گويند كه موضوع علم روانشناسى است .
پس از اين كه متوجه شديم علم اخلاق و روانشناسى در موضوع و مسائل واحد هستند ، توجه به اين نكته ضرورىاست كه اين دو علم در هدف با يكديگر تفاوت چشمگيرى دارند .
برخى روانشناسى را به عنوان يك علم و براى دستيابى به يك سرى اطلاعات تازه فرا مىگيرند . برخى ديگر از افراد به لحاظ طينت پاكى كه دارند ، آن را براى اصلاح جامعه حيوانى تحصيل مىكنند و عدهاى ديگر نيز علم روانشناسى را براى استعداد و استعمار جامعه خويش دنبال مىكنند . اما هدف در علم اخلاق ، كمال انسان و معرفت او به ذات خويش و نفرت به پروردگار و توجه به معبود است ؛ چنان كه نصّ روايات نيز بدين نكته توجه دارد :
تأدّبوا بآداب اللَّه و تخلّقوا بأخلاق اللَّه .
خداوند شما را رحمت كند ، به آداب خدا مؤدب شويد وجود را به خلق پروردگار آراسته كنيد .
در روايتى ديگر پيامبر اكرم مىفرمايد :
أدّبنى ربّى أربعين سنة ، ثم قال :
« وَ إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ » ؛
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 347
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٤٧