پروردگار من ، چهل سال به تأديبم همت گماشت . آن گاه مرا لايق و برازنده خلق عظيم دانست .
هدف علم اخلاق كمال انسان و انصاف او به صفات خدا و برگزيدگان خاص اوست . بنا بر اين ، علم اخلاق و روانشناسى يكى است . با اخلاقى كه در هدف براى آن دو متصوّر است .
مرحوم نراقى در ابتداى كتاب جامع السعادة در بارهء ابعاد وجودى انسان چنين مىگويد :
الانسان مركب من روح بدن و من سر وعلن ؛
انسان موجودى است كه از روح و بدن و در ظاهر و باطن تركيب شده است .
آن گاه مىفرمايد : صحبت ما در علم اخلاق ، باطن و روح آدمى است .
مطلب ديگرى كه شايان ذكر است ، در مورد منشأ و مولد روح و روان است . در اين مورد علماى اخلاق نظريه يكسانى ندارند و كيفيت پيدايش و تكوّن روح از امور اختلافى در اين زمينه محسوب مىشود .
روان آدمى از كجا سرچشمه گرفته و روح انسان - كه عامل فهم و شناخت و حب و بغض و تفكر و تعقل است - از چه وقت ايجاد شده و كيفيت تكون او چگونه است ؟
اينها پرسشهايى است كه علماى اخلاق بنا بر اقوال گوناگون بدانها پاسخ داده و كيفيت تكون روح در بدن آدمى را بررسى نمودهاند . [ حيوانات ، جمادات ، فرشتگان ، شياطين ، اجنه مورد بحث ما نيستند ] .
اكنون به بررسى اقوال گوناگون در خصوص كيفيت ايجاد روح در آدمى مىپردازيم :
1 . عدهاى معتقدند كه روح در ماوراى جسم وجود ندارد . ماديون و منكران خدا قايلاند كه روح مادى است و از عوارض جسم محسوب مىشود . روح ، همانطور كه منصف به صفاتى از قبيل گرمى و سردى و محبت و خشونت است ، حساب نيز دارد و چنان كه جسم آدمى از بين برود ، حيات آن نيز همچون ديگر اوصاف از بين خواهد رفت .
ماديون مىگويند : روح به وجود جسم موجود و به انعدام آن نابود مىگردد . اما من
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 348
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٤٨