تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
پروردگار من ، چهل سال به تأديبم همت گماشت . آن گاه مرا لايق و برازنده خلق عظيم دانست . هدف علم اخلاق كمال انسان و انصاف او به صفات خدا و برگزيدگان خاص اوست . بنا بر اين ، علم اخلاق و روان‌شناسى يكى است . با اخلاقى كه در هدف براى آن دو متصوّر است . مرحوم نراقى در ابتداى كتاب جامع السعادة در بارهء ابعاد وجودى انسان چنين مىگويد : الانسان مركب من روح بدن و من سر وعلن ؛ انسان موجودى است كه از روح و بدن و در ظاهر و باطن تركيب شده است . آن گاه مىفرمايد : صحبت ما در علم اخلاق ، باطن و روح آدمى است . مطلب ديگرى كه شايان ذكر است ، در مورد منشأ و مولد روح و روان است . در اين مورد علماى اخلاق نظريه يكسانى ندارند و كيفيت پيدايش و تكوّن روح از امور اختلافى در اين زمينه محسوب مىشود . روان آدمى از كجا سرچشمه گرفته و روح انسان - كه عامل فهم و شناخت و حب و بغض و تفكر و تعقل است - از چه وقت ايجاد شده و كيفيت تكون او چگونه است ؟ اين‌ها پرسش‌هايى است كه علماى اخلاق بنا بر اقوال گوناگون بدان‌ها پاسخ داده و كيفيت تكون روح در بدن آدمى را بررسى نموده‌اند . [ حيوانات ، جمادات ، فرشتگان ، شياطين ، اجنه مورد بحث ما نيستند ] . اكنون به بررسى اقوال گوناگون در خصوص كيفيت ايجاد روح در آدمى مىپردازيم : 1 . عده‌اى معتقدند كه روح در ماوراى جسم وجود ندارد . ماديون و منكران خدا قايل‌اند كه روح مادى است و از عوارض جسم محسوب مىشود . روح ، همانطور كه منصف به صفاتى از قبيل گرمى و سردى و محبت و خشونت است ، حساب نيز دارد و چنان كه جسم آدمى از بين برود ، حيات آن نيز همچون ديگر اوصاف از بين خواهد رفت . ماديون مىگويند : روح به وجود جسم موجود و به انعدام آن نابود مىگردد . اما من