تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
سؤال كه « آيا تاكنون خداوند جهانيان را ديده‌اى ؟ » مىفرمايد : لم أعبد ربا لم أره ؛ يعنى خدايى را كه نبينم ، پرستش نمىكنم . به همين جهت است كه بعضى گمان كرده‌اند على عليه السلام به محل مخصوصى رفته و خداوند را ديده است . حتى عده‌اى از علماى اهل تسنن به چنين مقامى در جهان آخرت قايل شده‌اند ؛ به گونه‌اى كه فخر رازى ، مفسر كبير و عظيم القدر اهل تسنن ، در كتاب خويش ، اعتقاد به رؤيت خداوند در جهان آخرت پيدا كرده است . اما بدون كوچك‌ترين تأملى در مىيابيم كه اين معنا معقول نيست و بشر قدرت ندارد خداوند را ببيند ؛ زيرا خداوند از مقولهء غيب است و حواس ظاهرى قادر به ادراك آن نيست . خداوند در اولين آيات بزرگ‌ترين سوره قرآن پيرامون مسأله غيب چنين مىفرمايد : « ذلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ » ؛ اين است كتابى كه در [ حقانيت ] آن هيچ ترديدى نيست ؛ [ و ] مايه هدايت تقواپيشگان است . كتاب اللَّه به قدرى عظمت دارد كه خداوند براى اشاره به آن از ضمير اشاره به دور استفاده مىكند . [ عرب براى اين كه عظمت چيزى را يادآور شود ، براى اشاره به آن از ضمير اشاره به دور استفاده مىكند ] . فى الجمله ، خداوند در اين آيه مىفرمايد : كتاب اللَّه ، كتابى است كه شك و ريبى در آن وجود ندارد و هدايتش مخصوص متقين است و متقين كسانى هستند كه ايمان به غيب دارند . غيب در واقع يك كلمه نيست ؛ جمله‌اى بسيار پر محتواست كه شامل تمام حقايق دين مىشود . خداوند تبارك و تعالى از مصاديق بارز غيب است . معاد نيز از مصاديق غيب است . رسالت انبيا و كتاب اللَّه و احكام و اصول و فروع آن تماماً مبتنى بر وحى