تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩

18 . اخلاق اسلامى ( اسماء روح )

بحث اخلاقى ما در چند شمارهء گذشته در بارهء روح انسانى بود . روح از مصاديق غيب است و اگر بخواهيم مطالعه‌اى در جنبه‌هاى گوناگون آن داشته باشيم ، بايد به اين حقيقت اعتراف كنيم كه روح موجودى غيبى است . در تعريف غيب آورده‌اند كه غيب ، چيزى است كه از حواس ظاهرى انسان غايب است ؛ يعنى حواس ظاهرى آدمى نمىتواند آن را درك كند ؛ قوه سامعه صداى او را نمىشنود ، باصره قادر نيست رنگ و هيئت و هيكل او را ببيند ، ذايقه از آن طعمى نمىچشد ، شامّه بوى آن را استشمام نمىكند و لامسه با او تماسى ندارد . روح چنين موجودى است كه حقيقت آن تا به حال درك نشده است ، ولى از آثار آن مىتوان به وجودش پى برد . شواهد و قراينى وجود دارد كه مىتوان از وجود آنها وجود روح را فهميد ؛ همچون خداوند تبارك و تعالى كه با چشم سر مشاهده نمىشود ، ولى از آثار و مخلوقات او مىتوان به وجودش يقين نمود ؛ چنان كه حضرت على عليه السلام در اين باره مىفرمايد : لَاتُدْرِكُهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْعِيَانِ وَ لَكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَانِ ؛ ديدگان با مشاهده ظاهرى نمىتوانند او را ببينند ، اما دل‌ها با حقيقت ايمان مىتوانند او را مشهود نمايند . و باز در همين ارتباط است كه مولاى متقيان و امير مؤمنان على عليه السلام در پاسخ به اين