تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
مثل قارون شوم كه مقدمه قارون شدن را در من ايجاد نموده‌اى ؟ چرا ما از چيزهايى كه انبياى الهى ناخشنود بودند ، لذت مىبريم ؟ من گاهى فكر مىكنم و حكم مىكنم كه از نظر روحى بيمارم و بايد معالجه شوم ؛ زيرا نسبت به چيزهايى كه مورد غضب خدا و رسول است و مورد تنقيد آنان است ، علاقه‌مندم . بشر بايد اين مرض را بفهمد . خدا رحمت كند فيض كاشانى را كه در محجة البيضاء چنين مىفرمايد : كلّ من فوق الأرض مرضى و كلّ من تحت الأرض موتى ؛ جز مردگان همه انسان‌ها مريض‌اند ( و بايد معالجه شوند ) . افتخار امام زمان به جوانانى است كه در حال جوانى ، عقلشان پير است و خردشان كهن است و به اسارت هوى و هوس در نيامده‌اند . در زمان طاغوت دوستى داشتم ، گاهى از اوقات با هم صحبت مىكرديم . مىگفت : فلان جوان در دانشگاه درس مىخواند . من پرسيدم : با وضع فساد در دانشگاه‌ها از نظر مذهبى چگونه است ؟ و او پاسخ داد : واللَّه اين جوان با آن همه فساد و فحشا و منكر يك مكروه انجام نمىدهد . آفرين بر چنين انسانى . خداوند در بارهء حضرت يوسف سوره‌اى نازل كرده ؛ چرا كه او در برابر معصيتى قرار گرفت ، اما خاضع نشد . اين جوان‌ها همانند يوسف پيامبر هستند . خوشا به آن جوانى كه آن قدر قوى باشد كه بتواند راه درست را برود و افتخار بر آن انسانى كه در بحبوحه و كشاكش نفس و جوانى گناه نكند ! كميل بن زياد رحمه الله از شاگردان ممتاز مدرسه علوى است و قبرش در اطراف قبر مطهر حضرت على عليه السلام است . او مىگويد : أَخَذَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام بِيَدِى وَ أَخْرَجَنِى إِلَى نَاحِيَةِ الْجَبَّان ؛ على عليه السلام دست مرا گرفت و مرا با خود به بيابان برد . جبانه صحراى بيرون شهر را مىگويند و گاهى نيز به گورستان خلوت و سوت و كور اطلاق مىشود .