عجب سعادتى !
فَلَمَّا أَصْحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَدَاءَ ؛
آه سردى از دل بركشيد .
و مطالب مفصلى گفت . جملاتى در اين خطبه به چشم مىخورد كه بسيار جالب و حكيمانه است . ابتدا فرمود :
يَا كُمَيْلُ ! إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ ؛
اى كميل ، اين قلوب ظرفهاى مختلفى هستند .
خداوند در اين دنيا ظروفى دارد به نام قلوب . برخى از آنها از محبت حضرت حق سرشار است . و برخى ديگر از محبت تهى است .
فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا ؛
اما بهترين اين ظرفها ظرفى است كه جز او كسى در آن نباشد .
در يكى از ادعيه زين العابدين عليه السلام اصرار مىورزد كه خدايا هر چيزى كه مرا از تو دور كند ، آن را از من دور كن و هر انسانى كه رابطهاش مرا از تو مىبُرد ، رابطه او را با من قطع كن ؛ پدرم ، فرزندم ، اقوامم ، عشيرهام و يا هر كس ديگرى كه باشد .
قاضى بيضاوى يكى از قضات اهل تسنن است . موطن او در اطراف فارس بوده و تفسيرش نيز از تفاسير معروف است . و ظاهراً خلاصه مختصر و مفيد تفسير الكشاف زمخشرى است كه در ميان علماى تسنن از شايستهترين تفاسير است .
قاضى بيضاوى اين تفسير را نوشت و خدمت خليفه عصر خود برد تا آن را مطالعه كند . خليفه آن را به دقت خواند و از ظرايف و لطايف آن بسيار لذت برد . آن گاه ، خطاب به قاضى بيضاوى گفت : چيزى از من بخواه . او گفت : در فارس - كه موطن من است - به خاطر اين كه من از قديم در آنجا بودهام ، اعتنايى به من نمىشود . شما قضاوت آنجا را به من بسپاريد تا بدين عنوان وارد فارس شوم و مردم در برابر من خضوع كنند .
خليفه دستور داد حكم قضاوت فارس را به نام او بنويسند . و او تفسير دقيق خويش را در مقابل قضاوت خطّه فارس معاوضه كرد و در زمرهء وعاظ السلاطين درآمد .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 276
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٧٦