ظريفى از اين ماجرا خبردار شد و خدمت قاضى بيضاوى آمد و گفت : شما در سورهء مباركهء حمد در ضمن تفسير آيهء « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » ، علت تقدم مفعول بر فعل را اختصاص و انحصار ذكر كردهايد ؛ يعنى خدايا در برابر غير تو خضوع نمىكنم و از كسى به جز تو استعانت نمىجويم . پس چرا تو خود از غير خدا استعانت جستى و تفسير خويش را به حكم قضاوت فارس بخشيدى ؟
بگذريم . على عليه السلام خطاب به كميل مىفرمايد : اى كميل ، در احوال مردم دنيا دقت كن كه سه تيرهاند :
النَّاسُ ثَلَاثَةٌ : عَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ .
عدهاى از انسانها دانشمند الهى هستند . همه چيز آنان از خداست . گفتار ، كردار و پندار آنان تنها از آن خداست .
من اميدوارم كه اين صفات بر ما انطباق داشته باشد . فقط بايد قدرى مراعات كنيم .
قرآن مىفرمايد :
« وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » ؛
مقام شما بسيار و الا و بالاست ، به شرطى كه ايمان داشته باشيد [ و با نگاه خيانتآميزى و يا سخن نادرستى خداى ناكرده از علو درجات خويش نكاهيد ] .
خوشا به حال كسى كه اين سعادت را بيابد كه تحت نظر استاد لايقى بدين علو مقام دستيابى پيدا كند ! من به تجربه يافتهام كه آنان كه زير نظر استاد فرزانهاى و با امداد از انفاس قدسى رادمرد نيكوكارى تربيت مىشوند ، در صراط مستقيم باقى مىمانند .
شيخ انصارى - كه استاد نخبگانى همچون ميرزاى شيرازى كبير است - بر سر مرجعيت با ميرزاى شيرازى نزاع مىكنند ؛ اما چه نزاعى ؟ اين مىگويد تو لايقتر از من هستى و اين كسوت برازنده توست و آن ديگرى مىگويد : تو از من عاقلترى و تو بايد بر مردم مرجعيت پيدا كنى . قرآن كريم نيز از اين نوع نزاع در بهشت و در ميان
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 277
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٧٧