تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
مسبب الاسباب فرو بندد ، چنين نباشيد ! زمانى ما در مدرسه فيضيه مقدمات مىخوانديم ، عده‌اى از علماى بزرگ آن عصر ، آقاى حجت و مرحوم خوانسارى و ديگران اتفاق نظر كردند و ماهيانه چهار تومان و نيم براى ما حقوق مقرر نمودند . ما فكر مىكرديم اگر اين‌ها بروند ، حقوق ما چه خواهد شد ؟ ديديم آنان رفتند ، شخص ديگرى آمد ، هشت تومان داد و آن گاه فرد ديگرى آمد و مستمرى ما به دوازده تومان رسيد . مهم ، اين است كه انسان توجه داشته باشد كه اين‌ها مىروند و تنها خداست كه هميشه خواهد بود و رزّاق واقعى اوست . مرحوم سيد مرتضى رحمه الله صاحب ثمانين بود . از هر چيز هشتاد هزار داشت ؛ گاو هشتاد هزار ، گوسفند هشتاد هزار و . . . درويشى با خود گفت : من بايد به او رسم ديندارى بياموزم و او را از تعلقات مادى منع نمايم . روزى صبح هنگام به درِ خانه سيد مرتضى رفت و گفت : آيا حاضرى بالاتفاق براى سياحت به سفرى برويم ؟ سيد مرتضى همان لحظه پذيرفت و به راه افتاد . مرد قلندر گفت : دست خالى كه نمىشود ؛ پولى ، اثاثى ، چيزى . سيد گفت : هيچ چيز لازم نيست . اگر هم نيازى پيدا كرديم ، كار مىكنيم و با درآمد آن نياز خود را برآورده مىسازيم . درويش قدرى سكوت كرد . آن گاه گفت : من كلاهم را نياورده‌ام ، همچنين دستمالم را و هزينه سفرم را و . . . سيد فرمود : حالا ملاحظه كردى كه تعلق تو به اموال اندكت بيش از من است و اتكاى من به خدا با آن ثروت فراوان ، بيش از تو ؟ و اما نكته سوم كه در اين حديث ذكرى از آن شده و از اسباب هلاكت شمرده شده بود ، عجب و خودپسندى است كه در اين‌جا مجال بحث آن نيست و - ان شاء اللَّه - در آينده در بارهء آن صحبت خواهيم كرد . در آخر عرايضم به شما عرض مىكنم كه اولياى معصومين چهارده نفرند و شما بايد در طول سال ، حداقل ، 28 بار در ولادت و وفات ، هر يك ايشان را زيارت كنيد ، دو ركعت نماز بگذاريد و پس از سلام عرض كنيد :