تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
روايت مشهور زير نيز در اين قسمت مورد استناد قرار مىگيرد : مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً جَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِه ؛ هر كسى حداقل چهل روز به اعمال و رفتار خود رسيدگى كند و آنها را از تعلق به غير خدا مصون دارد ، خداوند چشمه‌هاى حكمت و دانش را از قلبش به زبان جارى مىنمايد . پس كسب علم و دانش منوط به اخلاص و پاكيزگى اعمال است . نتيجه‌اى كه از اين دو مقدمه به دست مىآيد ، مستلزم يك دور كامل است ؛ بدين مفهوم كه عمل توقف بر علم دارد و علم مقدمه عمل است و علم نيز متوقف بر عمل بوده و عمل مقدم بر آن است . آيا مطلب چنين است و اين دو مقدمه يكديگر را نقض مىكنند ؟ و با حل اين معضل امكان پذير است ؟ با اندكى دقت مىتوان دريافت كه اين دو مطلب با يكديگر تنافى نداشته ، بلكه مكمّل هم هستند . آرى ، در مرحله اول ، علم زمينه‌اى است كه انسان بدون آن قادر به انجام هيچ عملى نيست . اعمال صحيح فكرى ، بدنى ، اعتقادى و يا قلبى ، همه و همه ، توقف بر دانش دارد . تا دانش ايجاد نشود و تا معمار انسانيت خشت اول را بر زمين ننهد ، بناى كمال و تخلص به اخلاق اللَّه و تأدّب به آداب اللَّه به وجود نخواهد آمد . شروع هر عملى با علم است و آن گاه عمل تحقق مىيابد . اما نكته مهم و اساسى اين است كه اگر به دنبال علم ، عمل واقع شود ، آن عمل خود زمينه علم ديگرى شده و موجب ايجاد يك علم ثانوى ، خواهد گرديد . نتيجه اين است كه اگر انسانى به دانشى دست يافت ، چنان كه پس از كسب علم بدان عمل نكند ، آن علم از لوح وجود او محو شده و يا ثمره‌اش از بين خواهد رفت . اما اگر به دنبال علم ، عمل بيايد و شخص خود را مقيد نمايد كه بدانچه ياد گرفته عمل كند ، آن عمل خود علم ديگرى را ايجاد خواهد كرد . بديهى است آن علم ديگر ، باعث عمل ديگرى است كه روح انسان بدين استمرار
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 198 | الشيخ علي المشكيني