نفس آدمى انسان را به سوى گناهان مىكشاند و عاقبت دين و ايمان او را نابود كرده و او را در ورطه هلاكت خواهد افكند .
انسان بايد توجه به اين نكته داشته باشد كه از ابتداى تكليف تا فرا رسيدن مرگ در ميدان مسابقهاى قرار گرفته است كه اگر لحظهاى غفلت كند ، شكست خورده است و توان جبران گذشته را نخواهد داشت . و هواى نفس نيز مرتباً انسان را به خطاها و گناهان تشويق و ترغيب مىنمايد ؛ به گونهاى كه مىتوان گفت مصدر و ريشه همهء گناهانى كه ايجاد مىشود ، نفس اماره است . حكيم سنايى - كه از علما و شعرا و حكماى بزرگ اهل تسنن است - شعرى دارد كه مضمون آن ، مؤيد سخن است .
او مىگويد :
اى هواهاى تو خدا انگيز * وى خداهاى تو خدا آزار
تمام مذاهب و اديان غير الهى ، امامزادههاى دروغين ، بتها و بتكدهها و . . . ساخته هواى نفس انسانهاى غير مهذبىاست كه مىخواستهاند از اين طريق به اهداف شوم خويش دست يابند . هواى نفس خلاق است . گاه براى دو لقمه نان ايجاد دين مىكند .
اديان باطل و خدايان گوناگون اثرات خباثت هواپرستان بى دين است .
در داستان يوسف پيامبر مىخوانيم كه هنگام بيرون آمدن از زندان به او گفتند بيا و در امور مملكتى نزد سلطان باش و از نزديكان و مقربان درگاه وى به شمار آى . آن حضرت فرمود : نه ، ابتدا برويد آن زنها را بياوريد تا ببينيد چرا آنان دستشان را بريدند ؟ و آيا اتّهامى كه به من بستهاند ، صحيح بوده است يا خير ؟ پس از حضور آن زنان ، زليخا همسر عزيز مصر به مطلبى اعتراف كرد كه پيروزى بزرگى بر هواى نفس او به شمار مىآمد . او گفت :
« الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ » ؛
هم اكنون حق روشن و آشكار گرديد ، آرى من با او مراوده و معاشقه داشتم و به تحقيق او از راستگويان است .