اى انسان ، خود را معالجه كن . اين خانه ، خانهء معالجه است . برادر از اينجا مريض بيرون نرو كه در آن عالم شفاى مرض نيست . با هر مرضى كه از اينجا با خود بردى ، در قيامت همواره دست در گريبان خواهى بود و با هر كمالى كه اين جا به روى ، در آخرت نيز مأنوس خواهى بود .
اما در قسمت انتهايى اين اشعار امام زين العابدين عليه السلام مىفرمايد :
دخلوا فقراء إلى الدنيا * و كما دخلوا منها خرجوا
دوستان حق تعالى با فقر پا در اين دنيا گذاردند ، و با فقر نيز دنيا را ترك مىكنند .
ان شاء اللَّه به زودى رزمندگان ما راه نجف و كربلا را مىگشايند و شما در نجف ، در آن كوچه معروف ، خانه آية اللَّه العظمى فى الارضين و خاتم العلماء و المجتهدين شيخ انصارى را خواهيد ديد كه چه خانه مختصرى داشته و در كجا زندگى مىكرده است كه در اين زمان به آن منازل اعتنايى نمىشود .
منطق قرآن نيز منطق عدم دلبستگى به مظاهر دنياست . بدين آيه توجه فرماييد :
« اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكَاثُرٌ فِى الْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ » ؛
بدانيد اين است و جز اين نيست كه حيات دنيا عبارت است از بازى و سرگرمى و زينت و فخر فروشى به يكديگر و افزونى اموال و اولاد .
قرآن عمر انسان را از ابتدا تا انتها به پنج بخش تقسيم مىكند كه مرحوم شيخ انصارى مىفرمايد : هر يك از اين بخشها هشت سال به طول مىانجامد . بخش اول ، لعب است ، بازى و سرگرمى است ؛ بخش دوم ، لهو است . لهو در مرحله بالاترى از لعب قرار دارد و آن عبارت از بازىهايى است كه انسان در آنها حظّ و بهرهاى هم مىبرد ؛ بخش سوم - كه دوران جوانى آدمى است - ، زينت است و آرايش ؛ بخش چهارم ، تفاخر است كه من چه هستم و تو چه هستى و من چه مزايايى بر تو