بنگريم ، مىبينيم چيزى جز شر محض نيست . خير و سعادت در نظر يك مادى عبارت است از : خوردن ، پوشيدن ، خوابيدن ، هوسرانى ، مقام ، جاه و جلال و متاع قليل دنيا .
توجه كنيد كه اين انسانهاى منحط آن قدر فكر خويش را تنزل دادهاند كه قناعت به اين دخمهء دنيا كرده و انسانها را همانند گوسفندانى تلقى كردهاند كه بايد در طى مدت عمر در اين مزرعه سرسبز خوب بچرند و به شكم و شهوت خويش بپردازند .
در منطق مكتبى كه چنين مفهومى از خير و سعادت مىشناسد ، مقام انسانيت انسان چنان تنزل داده شده كه معادل چارپايان قرار گرفته است ؛ اما هنگامى كه به اسلام و قرآن مراجعه مىكنيم و از مفاهيمى كه ملحدين نامش را خير و سعادت مىگذارند ، جويا مىشويم ، قرآن مىفرمايد : اين دنياست . و همه اينها تحت كلمه متاع حيات دنيا خلاصه مىشود و دنيا در نزد خداوند كوچك و بىارزش است .
على عليه السلام در اشعار خويش اين مطلب را به خوبى بيان مىدارد :
دُنْيَا تُخَادِعُنِى كَأَنِّى لَسْتُ أَعْرِفُ حَالَهَا * حَظَرَ الْمَلِيكُ حَرَامَهَا وَ أَنَا اجْتَنَبْتُ حَلَالَهَا
دنيا مرتب به سراغ من مىآيد تا مرا فريب دهد . من كه سراغ او نمىروم ، اين شيعيان و پيروان او هستند كه بايد به دنبالش بدوند . دنيا چنان مرا به سوى خويش مىخواند كه مىپندارد من از خدعههاى او غافل و بى خبرم . اى دنيا ، اين تو بودى كه قارون را زنده زنده در خاك فرو بردى و تو بودى كه فرعون را در رود نيل به جهنم كشاندى ، اين دنيا ، تو انسانها كشتهاى ، به خدا سوگند اگر تو يك انسان مجسمى بودى و در پيش چشم من حاضر مىشدى ، صدها حدّ آدم كشتن و منحرف كردن در بارهء تو جارى مىكردم .