شعر
قسم به روى تو جانا كه قبلهء دل ماست * كه گر غمى است مرا آنهم از جدايى توست
( نفيسى )
شعر
به سرت گر همه عالم به سرم جمع شوند * نتوان برد هواى تو برون از سر من
( حافظ )
شعر
به گيسويت كه از سويت به ديگر سو نتابم رخ * گرم صد بار چون گيسو بگرد سر بگردانى
( قاآنى )
شعر
به حق مهر و وفايى كه ميان من و توست * كه نه مهر از تو بريدم ، نه به كس پيوستم
( سعدى )
شعر در مراحل سير انسان
رازى چو يكى قطره كه از بحر جدا شد * آمد به سبو باز بشد جانب دريا
شعر
فكبائر الرجل الصغير صغائر * و صغائر الرجل الكبير كبائر « 1 »
هامش
( 1 ) . لغزشهاى بزرگ مردان كوچك ، كوچك است ؛ امّا لغزشهاى كوچك مردان بزرگ ، بزرگ است .